العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
398
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
مىكردند و در محشر حاضر مىشوند ، من به اقامه صلاة و اداء زكات و روز ماه رمضان و حج خانه در هنگام استطاعت و ولايت على بن ابى طالب امير المؤمنين بعد از رسول خدا ايمان دارم . بعد از على به امامت حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على عليهم السّلام معتقد هستم شما امامان من مىباشيد به همين عقيده زنده هستم ، و بر همين عقيده خواهم مرد ، و دين من اينها بود كه عرضه كردم امام عليه السّلام فرمود : اين است به خداوند سوگند دين من و پدران من كه در آشكارا و نهان به آن اعتقاد دارند . اكنون از خداوند بترسيد و زبانتان را حفظ كنيد ، و جز در كارهاى خير آن را به كار نگيريد ، شما نگوئيد من خود راه را بدست آوردم ، بلكه خداوند شما را هدايت كرد ، و اينك خداوند را در برابر اين نعمت شاكر باشيد ، شما بايد در روبرو و پشت سر فرق نكنيد ، كارى نكنيد كه اگر با كسى روبرو شديد او را ناسزا بگوئيد ، و اگر از شما دور شد او را از عقب تير بزنيد . كارى نكنيد كه مردم را بر گردنتان سوار كنيد ، و براى خود ايجاد ضعف نمائيد كه هر چه آنها خواستند در باره شما انجام دهند بايد با مردم طورى رفتار كنيد كه بر شما تسلط پيدا نكنند ، اگر مردم را بر خود مسلط كرديد آنها هم به گردن شما سوار خواهند شد . 8 - ابو سلمه حجال گويد : خالد بجلى خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيد و من هم در خدمت آن جناب بودم ، خالد گفت : قربانت گردم مىخواهم دين خود را به شما عرضه دارم تا دينى كه مورد پسند خدا باشد داشته باشم ، امام عليه السّلام فرمودند : سؤالات خود را بگوئيد . آن مرد گفت : نخست گواهى مىدهم كه خدائى جز خداى واحد نيست ، و او شريك و همتا ندارد و غير از او خداى ديگرى وجود ندارد ، امام عليه السّلام فرمود : همچنين است خداى ما با او خداى ديگرى وجود ندارد ، بعد از آن گفت : گواهى مىدهم كه محمد بنده خدا كه به عبوديت او اقرار كرد و رسول خدا براى مردم مىباشد .