العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

373

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

كه بناى صبر بر آن مىباشد دوم نگه داشتن عرض و صداقت در گفتار است . سوم تلاوت قرآن با تفكر و تدبر ، چهارم محبت و بغض براى خدا ، پنجم حق آل محمد عليهم السّلام و شناختن ولايت آنها ششم حق برادران و حمايت از آنها ، هفتم با حسن اخلاق با مردم رفتار كردن است . گويد : گفتم : يا امير المؤمنين بنده‌اى مرتكب گناه مىگردد و بعد استغفار مىكند ، حدود استغفار چيست فرمود : اى فرزند زياد حد آن توبه مىباشد ، گفتم همين بس فرمود : نه اين تنها كفايت نمىكند گفتم موضوع چگونه مىباشد . فرمودند : هر گاه بنده‌اى مرتكب گناهى شود با حركت دادن استغفار مىكند ، عرض كردم حركت دادن چيست فرمود : يعنى با حركت دادن زبان ، لب به استغفار مىگشايد و كلماتى را بر زبان جارى مىكند ولى بايد دنبال حقيقت هم باشد . گويد : عرض كردم حقيقت چيست فرمود : همان كلمات را بايد قلب هم گواهى كند و تصميم بگيرد كه بار ديگر گرد آن گناه نرود ، كميل گويد : هر گاه چنين كردم پس از مستغفرين خواهم بود ، فرمود : خير كميل پرسيد پس چه بايد كرد . على عليه السّلام فرمود : تو هنوز به اصل استغفار نرسيده‌اى ، كميل پرسيد اصل استغفار كدام است فرمود : برگشتن به طرف توبه از گناهى كه در باره آن استغفار كرده است ، و اين نخستين درجه عابدان مىباشد ، ترك گناه و استغفار بر شش گونه است كه بايد بر آن شروط عمل شود . اول پشيمانى از گناهى كه انجام داده ، دوم تصميم بگيرد كه ديگر مرتكب آن گناه نشود ، سوم اگر گناه مربوط به حقوق برادران ايمانى است بايد آنها را از خود راضى سازد ، چهارم همه حقوق واجبه خداوند را انجام دهد . پنجم گوشتى كه در هنگام معصيت در بدن او پيدا شده بايد در اثر عبادت از بين برود و گوشت تازه در بدنش برويد ، و آن گوشت‌هاى حرام آب گردد ، ششم ، بايد ناراحتىهائى كه از طاعت خداوند برايش پيش مىآيد تحمل كند تا لذت‌هاى معصيت را از بدنش بيرون كند .