العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

329

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

خداوند متعال احسان مىكند و در مىگذرد و بر بندگان جور و ستم روا نمىدارد ، زيرا او از ظلم و ستم منزه مىباشد خداوند در حالى كه مىداند كسى به مردم ظلم مىكند او را ولايت بر مردم را نمىدهد و او را براى رسالت و پيامبرى اختيار نمىكند . خداوند بنده‌اى را كه به او كافر مىگردد و او را عبادت نمىكند و دنبال شيطان مىرود برگزيده خود نمىسازد ، اسلام غير از ايمان است ، هر مؤمنى مسلمان مىباشد ولى هر مسلمانى مؤمن نيست ، هر دزدى در هنگام سرقت ايمان ندارد ، و هر زناكارى در هنگام زنا خالى از ايمان مىباشد . كسانى كه حدود بر آنها جارى مىگردد و مسلمان مىباشند نه مؤمن هستند و نه كافر ، خداوند هيچ مؤمنى را وارد دوزخ نمىكند چون به او وعده بهشت داده است ، و هيچ كافرى را از دوزخ بيرون نمىكند چون به او وعده آتش داده است . كافر در آتش جاودان است و از آن نجات ندارد ، خداوند مشركان را مورد آمرزش قرار نمىدهد و غير از آن هر چه را بخواهد مىآمرزد ، گناهكاران اهل توحيد وارد آتش مىشوند ولى از آن نجات پيدا مىكنند و شفاعت شامل حال آنها مىگردد . امروز روز تقيه است ، و مملكت هم مملكت اسلامى است نه كشور و خانه كفر مىباشد و نه مملكت ايمان ، اداء امانت‌ها از علائم ايمان مىباشند و دورى كردن از همه گناهان بزرگ ، ايمان شناسائى با قلب و اقرار بر زبان و عمل به اركان است . از شرائط ايمان و اسلام اعتقاد به عذاب قبر و سؤال نكير و منكر مىباشد و اينكه بعد از مرگ انسانى بار ديگر زنده مىشود و در قيامت حاضر مىگردد و اعمال و كردارش در ترازو گذاشته مىشود ، و بعد همگان از روى پل عبور خواهند كرد . بايد از كسانى كه نسبت به آل محمد عليهم السّلام ظلم كردند و آنها را از خانه و كاشانه خودشان بيرون آوردند و راه ظلم و ستم را براى آنها باز كردند و سنت‌هاى رسول