العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
325
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
12 - ابو بصير گويد : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : قلب بين سينه و گلو در حال حركت مىباشد تا ايمان در آن به پيوندد ، هنگامى كه ايمان در آن پيوند خورد استقرار پيدا مىكند ، و همين است گفتار خداوند كه فرمود : هر كس به خداوند ايمان آورد دلش راه پيدا مىكند و هدايت مىگردد و مطمئن و آرام مىشود و ثبات پيدا مىنمايد . 13 - عبد الرحيم قصير گويد : توسط عبد الملك نامهاى براى امام جعفر صادق عليه السّلام فرستادم و از آن حضرت پرسيدم ايمان چيست و آن را براى من تعريف و توصيف فرمائيد ، امام در پاسخ توسط عبد الملك بن اعين براى من نوشت خداوند تو را رحمت كند از من در باره ايمان سؤال كردهاى تا برايت روشن كنم ايمان چيست . ايمان اقرار به زبان و اعتقاد به قلب و عمل به اركان است و اجزاء آن به هم پيوستگى دارند ، ايمان به منزل يك خانه مىباشد كه آدمى در آن پناه مىگيرد ، و اسلام و كفر هم همين طور مانند خانه هستند ، گاهى انسان مسلمان است بدون اينكه مؤمن باشد ، و كسى مؤمن نمىشود ، مگر اينكه قبلا اسلام اختيار كند ، پس اسلام قبل از ايمان است و با ايمان مشاركت دارد . هر گاه بندهاى مرتكب گناه كبيره و يا صغيره گردد و منهيات را انجام دهد از ايمان خارج مىگردد و نام مؤمن از وى ساقط مىشود ، ولى در اسلام خود باقى هست ، اگر توبه كرد و بازگشت نمود و كلمه استغفار بر زبان جارى ساخت بار ديگر به خانه ايمان باز مىگردد ، و در زمره اهل ايمان به حساب مىآيد . گناه و معصيت آدمى را به كفر نمىكشاند مگر اينكه يكى از دستورات را انكار كند و يا حرامى را حلال بداند ، و به حلال بگويد حرام است و به حرام بگويد حلال است و به اين گفتارش اعتقاد داشته باشد ، در اين هنگام از اسلام و ايمان خارج مىشود و وارد كفر مىگردد . اين شخص مانند آن كسى است كه وارد حرم مىشود و بعد داخل كعبه مىگردد ، و ميان كعبه را ملوث و نجس مىكند ، آن مرد را از كعبه بيرون مىآورند