العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
306
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
احترام مىكند و اگر فاسقى را به بيند از وى مىگريزد اى نوف اينها شيعيان من مىباشند . مردم از شر آنها در امان هستند ، دلهاى آنان محزون و خواستههايشان سبك و نفسشان عفيف است ، اگر چه بدنهاى آنها با هم متفاوت است ولى با هم بيگانه نيستند ، نوف گفت : يا امير المؤمنين آنها را در كجا پيدا كنم فرمود : در اطراف زمين . اى نوف رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله روز قيامت به ريسمان خداوند دست مىزنند ، و ما هم به او دست مىزنيم و شيعيان ما هم دست از دامن ما مىگيرند ، در اينجا رسول خدا به كجا مىروند به خداوند سوگند كه به طرف بهشت خواهند رفت و اين كلمه را سه بار تكرار كردند . 46 - نوف بكالى گويد : حاجتى برايم پيش آمد در اين هنگام از جندب بن زهير و ربيع بن خثيم و خواهر زاده او همام بن عباده كه يكى از زهاد و عباد آن روز بود كمك خواستم و به اتفاق حضور امير المؤمنين عليه السّلام رفتيم ، هنگامى كه درب منزل رسيديم آن جناب عازم مسجد بودند ما هم در خدمت آن جناب به طرف مسجد رفتيم . در اينجا چند نفر مرد چاق و فربه با هم سخن مىگفتند و قصههاى خندهدارى بين آنها جريان داشت و همديگر را سرگرم كرده بودند ، هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام از نزد اين جماعت عبور كردند آنها از جاى خود به سرعت برخاستند و سلام كردند امام هم جواب سلام آنها را دادند ، پرسيدند اينها از كجا آمدهاند گفتند گروهى از شيعيان شما هستند . على عليه السّلام پس از اينكه با آنها تعارف كردند فرمودند : من در شما سيماى شيعيان را مشاهده نمىكنم و چهره و هيكل شما هيكل دوستان اهل بيت نيست آن جماعت شرمنده شدند و چيزى نگفتند نوف گويد : در اين هنگام جندب و ربيع گفتند ، علامت شيعيان شما و وصف آنها چيست . امام عليه السّلام از جواب آنها خوددارى كرد فرمود : اى دو مرد از خداوند بترسيد و