العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
244
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
بهشت مىباشند ، بار ديگر سجده كردم و چون سر برداشتم گفت : حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشت هم در بهشت مىباشند . من بار ديگر سجده كردم و هنگامى كه سرم را برداشتم گفت : كسانى كه آنها را دوست مىدارند آنها هم در بهشت مىباشند بار ديگر سجده كردم ، و چون سر برداشتم گفت دوستان آنها نيز در بهشت هستند بار ديگر هم به سجده رفتم . 24 - ابن عباس گويد : از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله شنيدم مىفرمود : اى مردم ما در روز قيامت چهار نفر سواره هستيم و ديگران پياده هستند ، يكى از ياران آن جناب عرض كرد : قربانت گردم آن سواران كدام اشخاص هستند . فرمود : من كه بر براق سوار مىشوم ، و برادرم صالح كه بر شتر خدا كه قومش او را پى كردند سوار مىشود ، و دخترم زهرا كه بر شتر عضباء من سوار خواهد شد و على بن ابى طالب كه بر يكى از شتران بهشت سوار مىشود . مهار آن شتر از مرواريد تر مىباشد و دو چشمش از ياقوت سرخ است ، شكمش از زبرجد سبز رنگ مىباشد بالاى آن شتر قبهاى از لؤلؤ سفيد قرار دارد كه بيرون و درون آن مشاهده مىشود . بيرون آن رحمت خداوند و درون آن عفو خداوند قرار دارد ، هر گاه اين شتر جلو مىآيد مىدرخشد و هر گاه به عقب برود باز هم جلب توجه مىكند ، على مقابل من حركت مىكند و بر سر او تاجى قرار دارد كه نور آن همه جا را روشن مىكند . آن تاج هفتاد گوشه دارد و از هر گوشهاى ستارهاى مىدرخشد ، پرچم حمد را در دست مىگيرد و روز قيامت فرياد مىزند لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه او از هر گروهى كه مىگذرد خيال مىكنند او پيامبرى مرسل و يا فرشتهاى مقرب است . در اين هنگام از طرف عرش فرياد مىزنند كه اى مردم او فرشته مقرب و پيامبر مرسل نيست و از حاملان عرش هم نمىباشد او على بن ابى طالب عليه السّلام مىباشد ، بعد از اين شيعيان او مىآيند مىگويند شما كه هستيد اظهار مىدارند شيعيان على هستيم ، در اين جا به آنان خطاب مىشود اى علويان در آسايش