العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
151
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
كرد اما آنان جان خود را فديه كردند خود را آزار نمودند ، متقين در هنگام شب پاهاى خود را جمع مىكنند و در يك رديف قرار مىگيرند و قرآن تلاوت مىنمايند . با تلاوت قرآن خود را محزون مىكنند و داروى بيماريهاى خود را از قرآن مىخواهند ، هر گاه در ضمن تلاوت به آيهاى برخورد كنند كه در آن مژده رحمت و پاداش داده شده باشد در آن جا درنگ مىكنند و آرزوى رسيدن به آن پاداش و ثوابها را دارند . جان آنها متوجه مراحم و عنايات خداوند مىگردد و همه آنها را مقابل خود مىنگرند ، و هر گاه به آيهاى برسند كه در آن از عذاب و عتاب خداوند سخن بميان آمده باشد گوشهاى دل خود را متوجه آن مىنمايند و گويا خود را در دوزخ معذب مشاهده مىكنند و سرو صداهاى جهنم به گوش آنان مىرسد . كمرهاى آنها بخاطر ركوع خم شده است ، چهرههاى خود را براى سجده بر زمين پهن مىكنند و كفهاى دست و زانوهاى آنان همواره بر زمين قرار دارد ، آنها از خداوند مىخواهند از آتش جهنم نجاتشان دهد و آزادشان سازد . روزها مردمانى حليم و بردبار و نيكوكار و پرهيزگار مىباشند ترس از خداوند آنها را لاغر و نحيف كرده است هر كس آنها را مىنگرد خيال مىكند بيمار هستند در صورتى كه سالم مىباشند ، مردم خيال مىكنند آنها مشاعر خود را از دست دادهاند و ديوانه هستند . آنها ديوانه نيستند ولى افكار بزرگى آنان را به اين صورت در آورده است ، آنان از اعمال كم خود رضايت ندارند ، و كارهاى زياد را هم زياد نمىدانند ، آنها همواره خود را متهم مىدانند ، و از كارهاى خود خائف مىباشند و از آينده خود در وحشت هستند . هر گاه كسى از آنها تعريف و توصيف كند از گفتههاى او مىترسند و مىگويند ما به خود داناتريم و خداوند حال مرا بهتر از من مىداند ، بار خدايا مرا به آنچه مردم مىگويند مؤاخذه مكن ، و مرا بهتر از آن چه مىپندارند قرار بده و از آن