العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

149

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

هر گاه متاعى به دستش مىرسيد زياده روى نداشت ، بيشتر ايام ساكت بود و اگر سخن مىگفت گويندگان را ساكت مىكرد و تشنه‌گان را سيراب مىنمود ، ضعيف بود و كسى به او توجه نداشت ، اما هنگامى كه مسأله‌اى جدى به ميان مىآمد مانند شير حمله مىكرد . برهانش بسيار قوى بود و قضايا را از هم فيصله مىداد ، اگر كسى در باره‌اش سخنى بر زبان جارى مىكرد و نمىتوانست عذرى بياورد او را سرزنش نمىكرد ، قبل از اينكه از بيمارى بهبود حاصل كند اظهار درد نمىكرد ، از هر چه انجام داده بود سخن مىگفت . از ناكرده‌ها هرگز چيزى نمىگفت اگر بر سخن گفتن غلبه نمىكرد بر سكوت غلبه نداشت هميشه كوشش مىكرد هر كدام از آن دو با هواى نفس او نزديك است با او مخالفت مىكرد و آن كار را انجام نمىداد . اينك اى مردم با اين صفات آشنا شويد و آن‌ها را به كار گيريد و از آن‌ها دست باز نداريد و در آن‌ها با يك ديگر مسابقه دهيد ، و اگر نمىتوانيد همه آنها را به كار گيريد ، بدانيد اگر بعضى از آنها را عمل كنيد بهتر است از اينكه همه را ترك كنيد . على عليه السّلام فرمود : ايمان بنده هنگامى به حقيقت و صداقت مىرسد كه آن بنده اطمينان پيدا كند آنچه در نزد خداوند است بيشتر مورد وثوق و اطمينان است تا آنچه كه در دست او قرار دارد . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : علامت ايمان آن است كه راست بگوئى اگر چه تو را زيان برساند و دروغ نگوئى اگر چه تو را سود برساند ، و هر گاه سخن مىگوئى بيش از علم و اطلاعت سخن نگو ، و از خداوند بترس و در باره ديگران سخن نگو . روايت شده يكى از ياران على عليه السّلام بنام همام كه مردى عابد و پارسا بود گفت : يا امير المؤمنين متقين را براى من تعريف كنيد و اوصاف آنها را بيان فرمائيد تا من آنها را به عيان و مشاهده بنگرم . امام عليه السّلام از پاسخ او خوددارى كردند و فرمودند اى همام از خداوند بترس و كارهاى نيك انجام بده كه خداوند با آن گروهى است كه متقى باشند و كارهاى