العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

93

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

آمدنش را پس رفتن بدنبال است و چون پس رود به نيستى كشد و سودش كه سوارى و شير دادنست همان از جانب چپ است كه عرب آن را شوم دانند و از اين رو شمال را شؤمى خوانند ( و مصراعى شعر عربى گواه آورده ) و آنست كه معرض فتنه است و جولانگاه شياطين كه شتر داران را بناسپاسى نعمت وادارد ، و چون در پى ناسپاسى نعمت آنها را بگيرد شياطين آنها را از آنچه بر آنها بايد كه شكيبائى شايانست بر زيان و مصيبت آن غافل سازند و بدل آنها اندازند كه نعمت سوارى و شير دادن از جانب شوم است با آنكه آن در حقيقت با ميمنت و با بركت است . و نيز گفته : پرسيدند از رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم كه كدام دارائى ما برتر است ؟ فرمود : كشت و كار ، گفتند : يا رسول اللَّه پس شتر ؟ فرمود : آنها پاكشهاى شياطينند ، و از اين معنا است فرموده او : راستى بر بالاى هر شترى شيطانى است ، در نهايه گفته « لا يأتي خيرها الّا من جانبها الاشأم » يعنى از سمت چپ چنانچه دست چپ را شؤمى خوانند كه مؤنث اشأم است ، مقصود اينست كه از سمت چپ شيرش را دوشند و سوارش شوند - پايان - ( نهايه 3 ص 217 ) جوهرى گفته : وحشى سمت راست است از هر چيزى اين گفته ابى زيد و ابى عمره است ( و شعرى از عنتره و از راعى گواه آورده ) و گفته : گويند هر چه هراسد بسوى چپش گرايد زيرا جاندار از سوى راستش به دو دست اندازى نشود و براى دوشيدن و سوارى از سوى چپش آيند و هراسش از آنست و از جاى هراس بجاى امن گريزند ( و اختلاف لغويان را در تفسير جانب وحشى حيوان نقل كرده و گفته ) گويم : در خبر اعتراضى است و آن اينست كه دوشيدن و سوار شدن از سوى چپ ويژه شتر نيست و در جانداران ديگر هم هست پس چرا مايه نكوهش خصوص شتر شده و توجيه جاحظ زشت و ركيك است جز اينكه گفته شود در انعام سه‌گانه سوارى مخصوص به شتر است و گاو و گوسفند را سوار نشوند و دوشيدن گر چه در هر سه هست ولى گوسفند و گاو را از پس آنها هم ميدوشند و بعلاوه آسانى و بركت