العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
52
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
محمّد بن عبد اللَّه عتبى بصرى اخبارى شاعر آورده كه ميگفت زرافه با زاء ضمه دار يا فتحه دار جانور معروفى است و از سه جانور پديد شود ، شتر وحشى ، گاو وحشى و كفتار كه بر شتر افتد و از آن فرزندى آيد ميان شتر و كفتار و اگر نر باشد بگاو ماده افتد و زرّافه آورد و اين در بلاد حبشه است و زرافه بمعنى جماعت است كه نام او شده چون از جماعتى زاده و عجم او را شتر گاو پلنگ نامند . و جمعى گويند زائيده جانورانيست از وحوش كه تابستان بر سر آب گرد آيند و بهم پرند : و برخى آبستن شوند و برخى نشوند ، و بسا بر يك جانور ماده نرهاى بسيارى پرند و منى آنها با هم در آميزد و جانوران چند شكل و چند رنگ بزايند و جاحظ اين گفته را نپسنديده و ميگويد نادانى سختى است كه جزاز بىتحصيلى نشايد ، زيرا خدا تعالى آفريند هر چه خواهد و آن يكنوع جاندار مستقل است مانند اسب و الاغ بدليل آنكه مانند خود را زايد كه ديده شده ( حياة الحيوان 2 : 4 ) دميرى در باره ميمون گفته : كنيهاش ابو خالد ، ابو حبيب ، ابو زنه و ابو قشه است ، جانوريست زشت نمكين و هوشمند و تند فهم و هنر آموز ، پادشاه نوبه ميمونى بمتوكل هديه كرد كه خياط بود و ديگرى كه زرگر بود ، اهل يمن به ميمون خدمتكارى آموزند تا اينكه بقال و قصاب او را پاسبان دكان كنند تا صاحبش برگردد ، به او دزدى آموزند و بدزدد ، شيخان از قاضى حسين نقل كردهاند كه اگر به ميمون ياد دهند بخانهاى رود و كالا آورد و خانه را سوراخ كرد و ميمون را فرستاد و كالا آورد سزاست كه دستش را ببرند چون جانور اختيار دار است . و از احمد بن طاهر روايت است كه در رمله ميمون زرگرى ديدم كه چون ميخواست بدمد به مردى اشاره ميكرد در كوره بدمد ، احوال ديگر او در باب مسوخ آيد . دميرى گويد : گفتند « مها » نوعى گاو وحشى است كه چون مادهاش آبستن شود از گاو گريزد شهوت باره است و نرش بر نر پرد و ببز خانگى ماند و شاخ بسيار