العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

47

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

از آن جوجه برآرد و برخى خوراكش گردد تا پوسته از او بشكافد و چه تدبيرى در آن به كار رفته زيرا چون نشو و نماى جوجه ميان پوسته محكم است و چيزى در آن راه ندارد تا غذاى جوجه باشد ، براى او خوراكى در آن فراهم است تا او را بس گردد تا هنگام بيرون آمدن از پوسته تخم ، چون كسى كه در زندانى در بسته زندانى است كه دسترسى به او نيست و برايش خوراكى نهند تا وقت بيرون شدن از آن اى مفضّل بينديش در چينه‌دان پرنده و راه ورود خوراك در آن كه تنگ است و بايد خرده خرده از آن گذرد و اگر پرنده نميتوانست دانه دوم را برگيرد تا دانه اول بمعده‌اش رسد دانه خوردنش دراز ميشد و چگونه ميتوانست همه خوراك خود را كه بسا دزدانه است برگيرد چون ترس دارد و از اين رو حوصله‌اى چون توبره آويزان در برابرش براى او آفريده شده تا هر چه شتابانه برگيرد در آن جا دهد و بفرصت آن را بمعده خود كشد و در حوصله خاصيت ديگر هم هست زيرا برخى پرنده‌ها بايد دانه را بجوجه خود برگردانند و آن از حوصله آسانتر است مفضّل گويد : گفتم : برخى بىاعتقادها به خدا پندارند رنگارنگى و گوناگونى اشكال پرنده‌ها اثر آميزش اخلاط و اندازه آنها است و نابرابرى و پريشانى آنها . فرمود : اى مفضّل اين نگارى كه در پرهاى طاوس و دراج و تدرجها است ( پرنده‌اى خوش آواز و رنگارنگ و دم دراز ) مانند نگاريست كه با خامه كشند و چگونه از امتزاج و اهمال برآيد و اگر چنين بود يك نواخت و برابر نبودند . بينديش پر پرنده چگونه است ؟ مانند پارچه جامه است كه از رشته نازك بافته شود و مو بمو بهم پيوند شوند و كش دارند و از هم نگسلند و باد ميان آنها افتد و پرنده را در پرواز نگهدارد و در ميانه پر ستون كلفت و استواريست كه رشته‌هاى موئين بر آن بافته شدند تا به سختى خود آنها را نگهدارد ، و آن نى ميان پرها است كه ميان تهى است تا سبك باشد و جلو پرواز را نگيرد آيا اى مفضّل اين پرنده كه ساقهاى دراز دارد ديدى ، و سود درازى ساقش را فهميدى ؟ كه چون بيشتر در حوضچه‌هاى آب است و با ساقش بلندش آن را چون