العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
44
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
شود سالم مانند . بينديش اى مفضل در هوشى كه در بهائم نهاده شده براى بهى آنها بطبع و آفرينش از لطف خدا عزّ و جلّ تا از نعمتهاى او هيچ آفريده تهى نماند و گر چه خرد و انديشه ندارد ، زيرا گوزن مارها را بخورد و سخت تشنه شود و آب ننوشد تا مبادا زهر در تنش بخزد و او را بكشد و بر سر گودال آب بماند و رنج تشنگى كشد و بنالد و از آن ننوشد و اگر بنوشد همان گاه بميرد ، بنگر در منش اين جاندار كه چه تاب تشنگى دارد از ترس مردن و زيان آب نوشيدن و آن چيزيست كه بسا يك آدم خردمند تاب آن نيارد . و روباه چون گرسنه شود خود را به مردن زند و شكمش را باد كند تا پرندهها او را مرده پندارند ، و چون بر او نشينند تا بدرندش بر آنها جهد و از آنها بگيرد كى روباه بىخرد و بىانديشه را بدين چارهجوئى كمك داده است جز كسى كه براى روزى به دو توكل دارد از اين راه و مانند آن ، زيرا چون روباه ناتوانست از بسيارى آنچه درندهها بدان توانايند براى شكار به هوش و حيلهورزى كمك شده و دلفين ( جانورى دريائى مانند مشك پر باد كه بنجات غريق كمك كند ) شكار پرنده جويد بدين حيله كه آن را بكشد و ريش ريش كند تا روى آب پهن شود و زير آن كمين كند و آب را بشوراند تا ديده نشود و چون پرنده آيد كه ماهى روى آب را ببرد بجهد و او را شكار كند ، ببين چگونه اين حيله را به اين جانور دادند براى مصلحتى . مفضل گفت : اى آقايم به من از مار تنّين و ابر گزارش بده فرمود : عليه السّلام كه ابر چون گماشته بر او ربايدش هر جا يابدش مانند آهن ربا و آن از ترس ابر سر از زمين برنياورد جز در تابستان كمبار كه آسمان پاك است و يك تيكه ابر هم ندارد گفتم : چرا ابر گماشته بر او است كه آن را ربايد چونش يابد ؟ فرمود : براى