العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
31
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بنامش خوانده و روزيش را بر خود گرفته ، ابرهاى سنگين برآورده تا باران فراوان ريزند و بخشهايشان را شمرده و زمين خشك را آبيارى كرده و گياه نبودهء آن را رويانده . تبيين : جنبش مورچه را بر زمين يادآور كرده چون وابسته بپاها و بندها و نيروهاى ريزند كه با نهايت خردى با هم پيوند شدند بروشى كه جنبشهاى تند و پياپى او را فراهم كردند و اين خود نمود توانائى و ريزهكاريست در هنر آفرينش و گرد كردن و دريغ او رهنمون دانش او است باينكه نياز به روزى دارد و هم خوش كارى او در آماده كردن و نگهدارى آن ، و در آمد و بازگشت او نشانه اينست كه در هنگام توانائى از جنبش براى روز ناتوانى خود پس انداز مىكند ، چون در تابستان پديدار شود و در زمستان نهان ماند براى ناتوانى در برابر سرما . بالا و پائين او را - برخى شارحان گفتند بالا سر تا كمر او است و منظور سخن رفع توهم اينست كه آفرينش خرد آسانتر از آفرينش درشت است و بيان اينكه توانش آفرينش در همه برابر است و اينكه بنگر در خورشيد و ماه يعنى بينديش در هنرمندى و حكمتى كه در آنها است و گفتند استدلالى است بامكان عرض بر وجود صانع زيرا همه اجسام در پذيرش اعراض برابرند پس اختلاف آنها در اعراض نياز به مخصص دارد كه همان صانع حكيم است - پايان - و گوناگونى صور را ياد آورده چون دليل روشنى است بوجود صانع و اينكه فرموده در سنجش مستندى ندارند براى اينست كه سنجش آنها بيهوده و سست است چنانچه عزّ و جلّ فرموده « آن را ندانند و جز اين نيست كه گمانى دارند 24 الجاثيه » چون از علوم ضروريه استفاده نكردند و آنها را مرتب ننمودند از راه درست كه نتيجه درست بدهد . و غرض اينست كه نياز بصانع و كاركن در هر اثرى بديهى است نه اينكه قياس باشد ، ديده نهان بملت داده يعنى چشم بينندهها آن را در نيابد ، و گفتند :