العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
304
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
باب سوم و آهو وحشيان ديگر 1 - در اختصاص - 299 - بسندى از امام پنجم عليه السّلام كه در اين ميانه كه على بن الحسين عليه السّلام بهمراه اصحابش بود ناگاه آهوئى از بيابان آمد تا برابرش ايستاد و حمحمه كرد . يكى از آن مردم گفت : يا ابن رسول اللَّه اين آهو چه ميگويد ؟ فرمود : ميگويد : كه فلان كس قرشى ديروز بچه نوزادش را گرفته و راستش كه از ديروز هيچ به او شير نداده . آن حضرت نزد آن قرشى فرستاد كه آن بچه آهو را نزد من بفرست ، و او فرستادش و چون مادرش او را ديد بنگى كرد و دستها به زمين زد و آنگه از او شير خورد و على بن الحسين او را بمادرش بخشيد و چون او سخنى گفت ، و او هم حمحمه كرد و دو دست بر زمين زد و رفت بهمراه بچهاش ، گفتند ، يا ابن رسول اللَّه چه گفت : فرمود : بدرگاه خدا براى شما دعا كرد و مزد نيك خواست . گويم : مانند آن به چند سند در باب معجزات گذشت . 2 - در محاسن - 472 - از سعد بن سعد كه از امام رضا عليه السّلام در باره آمص پرسيدم فرمود : آن چيست ؟ و خواستم تا شرح دهم ، فرمود : گورهخرها نيستند ؟ گفتم : چرا فرمود : آن را با سركه و خردل و ادويه نميخوريد ؟ گفتم : چرا فرمود : باكى ندارد بيان : در قاموس گفته : آمص و آميص خوراكى است كه از گوشت گوساله در پوست آن ميسازند يا آبگوشت سكباج سرد كرده و روغن گرفته است و معرب خامير است ، و شايد كه آنها اين غذا را از گوشت گورهخر ميساختند و در يك نسخه بجاى يحامير « خامير » آمده و آن با سخن فيروزآبادى مناسبتر است و ظاهر عنوان در محاسن مناسب همان تعبير يحامير است ، آنجا كه گفته ، در گوشت آهوها و يحامير و تنها همين روايت را آورده و جمع ميان ظباء و خامير مناسب نيست و سخن در حلال بودن گوشت آهوها در بابهاى آينده بپايد