العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
290
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بازگردانم و خدا تب را بر او مسلط كرد و نوح قوچ نزد او مىآورد و ميفرمود : اى شير بخور و شير ميگفت آه . و از وهب بن منبه است كه چون نوح فرمان يافت كه از هر چه جفتى بار كشتى كند گفت : چه كنم با شير و گاو با گوسفند و گرگ ، با كبوتر و گربه ، خدايش فرمود : كى آنها را دشمن هم كرده ؟ گفت : پروردگارا تو ، گفت : من آنها را بهم مهربان كنم تا دشمنى نكنند با هم ج 3 ص 328 در منثور . 26 - در حياة الحيوان است كه گربه جانوريست فروتن و همدم كه خدايش براى دفع موش آفريده است ، گفتند يك عرب بيابانى گربهاى شكار كرد و او را نمىشناخت ، مردى به او گذشت و گفت اين سنور چيست ؟ و به ديگرى برخورد و گفتش اين قط چيست ؟ و بسوّمى رسيد و گفتش : اين هر چيست ؟ و بچهارمى رسيد و گفتش : اين قيتون چيست ؟ و به ديگرى رسيدى و گفتش : اين خيطل چيست ؟ و ششمى گفتش اين دمه چيست ؟ اعرابى گفت : ميبرم و ميفروشمش شايد خدا تعالى از آن مال بسيارى به من بهره كند و چون ببازار آمد به او گفتند اين به چند است ؟ گفت : صد درهم ، پاسخش داد نيم درهم ارزش دارد ، و دورش انداخت و گفت : خدا لعنتش كند چه نامهاى بسيارى دارد و ارزش كمى ، اين نامها از آن گربه نر است كه در كفايه گفته است و در كفايه بنقل از ابن قتيبه گفته : ماده را سنوره گويند . و حاكم از ابى هريره آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم به خانه قومى از انصار مىآمد كه خانههائى نزديكتر از آن بود و بدانها نمىآمد و اين بر آنها ناگوار بود و سبب را جويا شدند ، فرمود : سگ در خانه شما است ، گفتند در خانه آنها هم گربه است ، فرمود : گربه درنده است ، و در روايت ديگر فرمود : گربه نجس نيست و همانا از خدمتكارانست و آن را در شمار مملوكان آورد . گفتند مردم كشتى نوح از موشها آزار كشيدند و نوح دستى به پيشانى شير كشيد و او عطسه زد و گربه از او جهيد و از اين رو مانندتر چيزيست بشير تا آنجا