العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
288
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بدانها نزديك شوند و از آن روز سگ و درنده با هم دشمن شدند 11 - و از همان 2 : 270 : بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم كه چون بنك سگ و عرعر خر شنيديد به خدا پناه بريد از شيطان رجيم كه آنها بينند شما نبينيد ، انجام دهيد آنچه فرمان گيريد - الخبر - 12 - در قصص است : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه قوم نوح بوى شكايت كردند از موش و خدا تعالى يوز را فرمان داد تا عطسه زد و گربه را انداخت و موش را خورد و به دو شكايت كردند از عذره و خدا تعالى فيل را فرمود : كه عطسه زد و خوك را انداخت . 13 - در ثواب الاعمال است : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه زنى براى گربهاى عذاب شد كه آن را بست تا از تشنگى مرد . 14 - در نوادر راوندى - 38 : بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم كه ديدم در دوزخ آنكه عباء را از غنيمت دزديده بود و آنكه با سر عصايش كالاى حاج را ميربود و ديدم در دوزخ آن گربه دار را كه گربه در رفت و آمدش او را دندان ميگرفت ، چون آن گربه را بست و به او خوراك نداد و او را رها نكرد تا از خاك زمين مىخورد و در بهشت در آمدم و ديدم آنكه سگى را سيراب كرده بود . تبيان : در نهايه گفته : محجن عصاى سر كج است و بدين معنا است حديث كه گويد كان يسرق الحاج بمحجنه . و من گويم : سگ دار اشاره است بحديث مسلم كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم فرمود : در اين ميان كه زنى در بيابانى راه ميرفت سخت تشنه شد و بچاهى فرو شد و از آن نوشيد و بالا آمد و سگى را ديد كه از تشنگى خاك نمدار مىخورد با خود گفت اين سگ به درد تشنگى من گرفتار است و بچاه رفت و كفش خود را پر از آب كرد و بدم گرفت و بالا آمد و آن سگ را سيراب كرد و خدا از او قدردانى كرد و او را آمرزيد گفتند : يا رسول اللَّه براى ما در باره جانوران هم مزديست ؟ فرمود : آرى هر جگر تشنهاى تر شود مزد دارد . . .