العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
267
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بميرد يا ناياب شود ، كبوتر مادهاى ديدم كه خود را براى نرش در هنگامى كه ميخواستش آرايش ميكرد ، ماده كبوترى ديدم كه شوئى داشت و ديگرى را پذيرفت و نر او را معذور نداشت . ماده كبوترى ديدم با ماده ديگر جفت شد و گفتند از آن تخم نهد ولى جوجه ندهد ، و نرى ديدم با نرى جفت شد و نرى ديدم كه با هر ماده كه برميخورد جفت ميشد و زن نميگرفت و مادهاى كه با هر نرى جفت ميشد و شوى نميگرفت و هيچ جانورى نيست كه هنگام جفت شدن بوسه گيرد ، جز آدمى و كبوتر ، و كبوتر در جفت شدن پارسائى دارد و دم كشد تا اثر گائيدن را از ماده ببرد و گويا ميفهمد كه چه كرده و ميكوشد كه آن را نهان دارد . و بسا كه چون شش ماهه شد جفتگيرى كند و ماده 14 روز روى تخم بخوابد دو تخم نهد كه از نخست نر آيد و از دوم ماده و فاصله آنها يك شبانه روز باشد ، و نر جزئى از روز روى تخم بماند و آن را گرم كند و مانده از روز و شب با ماده است و چون ماده تخم نهد و نخواهد روى آن بخوابد نر او را وادارد كه بخوابد و چون نر خواهد با ماده جفت شود جوجهها را از لانه بدر كند ، و اين نوع را در نهاد است كه چون جوجهاش از تخم برآيد نر خاك شور بجايد و بدهنش نهد تا خوراك پذير گردد فسبحان اللطيف الخبير كه بهر چه رهنمائى او را داده . ارسطو پنداشته كبوتر هشت سال بماند ، و ثعلبى و جز او از وهب بن منبه در تفسير قول خدا تعالى « و پروردگارت بيافريند هر چه خواهد و برگزيند ، 68 - القصص » گفته : از گوسفند ميش را برگزيده و از پرنده كبوتر را ، و مورّخان آوردند كه چون مسترشد زندانى شد بخواب ديد كبوتر طوق دارى بدست دارد و هاتفى آواز داد رهائى تو در اينست و چون صبح كرد آن را بابن سكينه امام گفت و وى به او گفت : بچه تعبيرش كردى ؟ پاسخ داد به شعر ابى تمام آنها حمامند و گر به كسر بخوانى * حاء را راستش كه مرگ باشند و رهائى من در مرگ من است و پس از چند روز در سال 529 كشته شد