العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

265

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

اهل زبان گويند : حمام بكبوتران خانگى و بر دشتى و قمرى و ساق حرّ كه قمرى نر است و بفاخته ، دبسى ، و قطا ، ورشان ، عاقب ، سفين ، واعى ، وردانى ، و طورانى گفته شود و شرح هر كدام در باب خود بيايد ان شاء اللَّه تعالى و سخن كنونى در باره كبوتر خانگى است كه دو بخشند يكى دشتى كه در كبوتر خانه‌ها و مانند آنست و بسيار رمنده است و از اين رو آن را دشتى خوانند و دوم اهلى كه رسته‌هاى گوناگون و اشكال جدا جدا دارند چون مراعيش و راعبى عداد ، مضرّب ، قلاب و مذءوب كه نسبت بدان چه گذشت چون اسب عتيق است و آنها چون يابو . جاحظ گفته : فقيع در كبوترها چون صقلابيند در مردم و آنها كبوتر سفيدند . و ابو داود و ديگران بسندهاى خوب از ابى هريره آوردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم مردى را بدنبال كبوترى ديد و فرمود : شيطانست بدنبال شيطانى و يا شيطانى بدنبال او است ، بيهقى گفته : برخى اهل علم آن را تفسير كردند به كسى كه كبوتر باز است و پيوسته دنبال آنست و بر بامها برآيد كه به خانه همسايه‌ها گرايد و از اسامه بن زيد است كه ديدم عمر بن عبد العزيز فرمانداد كبوترهاى پرنده را سر برند و آنها كه در قفس باشند وانهند و ابن قانع و طبرانى بسندى از ابى كبشه آوردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم خوشش مىآمد از نگاه بجوجه‌ها و كبوتر سرخ ، و حاكم در تاريخ نيشابور آورده كه عايشه گفت : پيغمبر خوش داشت نگاه بسبزه و اترجّ و كبوتر سرخ . و ابن قانع و ديگران از قول هلال بن علاء كبوتر سرخ را به سيب تفسير كردند ، و ابو موسى گفته : اين تفسير را از جز او نديدم ، و در خانه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله كبوتر سرخى بود بنام وردان ، و در كتاب عمل يوم و ليله ابن سنى است از معاذ بن جبل كه على عليه السّلام به پيغمبر از تنهائى شكوه كرد به او فرمود : يك جفت كبوتر بگيرد كه در بر او ياد خدا كنند ، و ابن عساكر آن را آورده و گفته جداً غرابت