العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
256
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
متنش اينست كه دعوت كند به نماز ، امام حليمى گفته اين دليل است كه هر كه خيرى دهد نبايد دشنامش داد ، و خوارش كرد بلكه بايد محترمش شمرد و به او نيكى كرد و اينكه فرموده به نماز دعوت مىكند معنايش اين نيست كه بگويد در آوازش حى على الصلاة يا وقت نماز رسيده بلكه مقصود اينست كه عادت دارد در سپيده دم و در زوال پياپى بخواند از آفرينشى كه خدا به دو داده و مردم را با بنگ خود به ياد نماز آرد و بنگ او دليل شرعى وقت نيست مگر بدليلى چون تجربه بىتخلف كه اشاره بدان گردد و اللَّه اعلم - پايان - و در مستدرك حاكم است از ابى هريره كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : خدا به من اجازه داد باز گويم از خروسى كه دو پايش در زمينند و گردنش زير عرش تا شده و ميگويد سبحانك ما اعظم شانك فرمود : و پاسخش دهند و اين باور ندارد كسى كه به من سوگند دروغ خورد ( و از ابو طالب مكى و ديگران شرحى در باره خروس زير عرش در سه وقت شب و سپيده دم آورده ) و افزوده كه : از عبد اللَّه بن نافع است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله نهى كرد از اخته كردن اسب و گوسفند و خروس و فرمود : فزونى در اسب است و حرام است بجنگ انداختن خروسها . و گفته از شگفت كار مرغ خانگى است كه همه درندهها به دو گذرند و نترسد چون شغالى از سر بام يا ديوار بيند يا درخت خود را پيش او افكند ، و زود بيدار شود و خوابش سبك است و گويند خواب و بيداريش چون دمزدن باشد بسا از شدت ترسى كه دارد ، و بيشتر چارهجوئيش اينست كه بر زمين نخوابد و بر رف و تنه درخت و سر ديوار و مانند آن برآيد و بخوابد ، و مرغ طبع همگانى دارد گوشت و مگس مىخورد كه طبع درندگانست و نان و دانه ميبلعد كه طبع بهائم پرندهها است جوجهاش از تخم برآيد كه در روى آن خفته باشد يا زير زباله و گرم كن ديگر مانده باشد . و ابن ماجه از حديث ابى هريره آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم توانگران را بداشتن گوسفند امر نمود و بينوايان را بداشتن مرغ و خوردن مرغ حلال است