العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
244
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
روشنى خورشيد در پردههاى تابشش او را باز دارد از جنبش خود ، و در جايگاهش نهان سازد و در روشنى آن رفتن نتواند ، و او در روز پلكهايش روى ديده بسته است و شب را چراغ رهنمائى خود سازد . در درخواست روزيش ، پردههاى تاريك شب جلو ديده او را نگيرند و در تاريكى و تيرگى آن از رفتن بدنبال كارش جلو او را گرفته نباشد و چون خورشيد روسرى شب را بدور اندازد و خنده روز را سر دهد و پرتو خود را بر سوسمارها در لانههاشان بگسترد ، شب پرهها پلكها بر هم نهند و بدست آورد شب تيره خود بسازند . منزه باد آنكه شب را روز او ساخته و وسيله زندگى او و روز را آرامش و قرار او نموده ، و برايش از گوشت آن بالى برآورده كه هنگام نياز بپرش آن را مانند پرههاى گوش برآورد و نه پر دارد و نه نى جز اينكه رگهايش را برآمده و روشن بينى كه دو بال شوند نه نازك كه برشكافند و نه كلفت كه سنگين باشند بپرد و بچهاش به دو چسبيده و پناهيده ، با مادر به زمين نشيند و با او به هوا برآيد و از او جدا نشود تا اندامش سخت و ورزيده شوند و بالش نيرو گيرد و او را بكشد و راه زندگى و نهى خود را بشناسد ، منزه باد آفريننده هر چيزى بىنمونه كه از ديگرى باشد ( نهج البلاغه زير شماره 153 - از بخش خطب ) بيانست : اينكه فرمودند : خدا از ديدنى درستتر و روشنتر است براى اينست كه شناخت او از خرد و يقين است و اشتباهى كه در محسوسات رخ دهد در او راه ندارد ، حدّ بمعنى مرز ميان دو چيز است و در زبان اهل منطق شناساندن گوهر چيزيست و تحديد در اينجا اثبات پايان و طرف است كه مانند باجسام را بايد يا حدّ منطقى است و نخست مناسبتر با زبان آنانست . و مقصود از اينكه بىنمونه آفريده اينست كه از ديگرى نمونه نگرفته يا مانند معمار نخست نقشه نكشيده كه بدنبال آن بسازد ، و شايد مقصود از اذعان