العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
239
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
از ماده است و دشتى آن سرخ است و لانه زير زمين سازد و خاك آن را مانند مورچه بدر آرد . در زمستان نهان گردد چون اگر پديد شود بميرد ، و سراسر زمستان در خوابست چون مرده و براى زمستانش خوراك آماده نكند بخلاف مورچه ، و چون بهار رسد و از سرما و بيخوراكى مانند چوب خشك شده خدا در پيكرش زندگى دمد و چون سال گذشته زندگى كند و اين روش او است و در اين نوع رستهايست رنگارنگ و دراز پيكر پر حرص و پر خور . بدنبال آشپزخانهها رود و هر چه گوشت در آنها يابد بخورد و تنها ببرد و در درون زمين ساكن شود و در درون ديوارها و همه اين نوع از ميانه دو تا است از اين رو از درونش نفس نكشد ، و چون در روغن فرو شود از جنبش بماند براى تنگ شدن سوراخهاى تنش و اگرش در سركه اندازند زنده شود و بپرد ، و خوردنش حرام است و كشتنش مستحب و از انس روايت است كه هر كه زنبورى كشد سه حسنه بدست آرد . ولى سوختن خانههاشان به آتش مكروه است و از احمد پرسيدند از دود دادن خانههاى زنبوران ، گفت اگر از آزارش بترسند باكى ندارد و آن از سوختنش نزد من بهتر است ( حياة الحيوان 2 : 6 و 7 ) و گفته : دبر بفتح گروه زنبور عسل است ، اصمعى گفته از لفظ خود مفرد ندارد و گفتند مفردش خشرمه است و در فائق است كه سكينه بنت الحسين عليه السّلام نزد مادرش آمد و خردسال بود و ميگريست به او گفت تو را چه شود ؟ گفت زنبوركى به من رسيد و مرا با نيش گزيد و آن را دبر خوانند چون تدبير ساخت عسل كند ( حياة الحيوان 1 : 237 ) در باره كك از قول جاحظ گفته : جانوريست كه مانند زنبور عسل ميپرد و مدتى دراز جفتگيرى كند و تخم نهد و جوجه دهد و نخست از خاك پديد گردد بويژه در جاهاى تاريك و در آخر زمستان و آغاز بهار قوت گيرد و گفتند شكل پيل دارد