العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
237
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
روايت نسائى و ابن ماجه است كه يك بالش زهر است و يكى درمان چون در خوراك افتد او را بچرخانيد زيرا زهر را پيش دارد و درمان را پس دارد . خطابى گفته : يكى از بىعقيدهها گفته : چگونه چنين شود ، چگونه درد و درمان در دو بال مگس فراهم گردند ؟ و چگونه اين را آموخته تا پر درد را پيش دارد و پر درمان را پس دارد ، براى چه اين كار را كند ؟ خطابى گفته : اين پرسش مردانى نادان يا نادانى به خود بند است زيرا هر كه خود را يابد و طبع هر جاندار را ، داند كه ميان گرمى و سردى و رطوبت و خشكى در آنها جمع آورى شده و اينها با هم ضدّند و چون بهم برخورند نابود شوند و بيند كه خدا آنها را بهم الفت داده و وادار به اجتماع كرده و نيروهاى جانور را كه زيست و بهى بدانها است از آنها ساخته است سزاوار است كه فراهم بودن درد و درمان را منكر نشود و در دو جزء از يك جانور . و آنكه بمگس عسل الهام بخشيده تا خانه سازد و هنر عجيب پديد آرد و عسل بسازد در آن ، و بمورچه الهام بخشيده تا قوت بدست آرد و پس انداز گزارد براى هنگام نيازش هم او است كه مگس را آفريده و او را رهنموده كه پرى پيش دارد و پرى پس گزارد ، چون خدا خواسته آزمايش كند كه پايه پرستش است و امتحان نمايد كه ميدان تكليف است و او را در هر چيز حكمتى است و نمودى و ياد آور نشوند جز خردمندان - پايان - و من در مگس بررسى كردم و با بال چپش كه مناسب درد است خود را پرهيز دهد و بال راست مناسب درمانست و از حديث استفاده شود كه چون در مايع افتد آن را نجس نكند چون خون جهنده ندارد . و اگر زنبور يا پروانه يا مگس عسل و مانندش در خوراك افتند آيا بايد آنها را در آنها فرو كرد ، براى عموم قول آن حضرت صلى اللَّه عليه و إله « و چون ذباب در ظرف يكيتان افتاد » تا آخر حديث و همه اينها در زبان عرب ذباب باشند چنانچه پيش گفته شد و على عليه السّلام هم در باره عسل گفته « چشيده ذبابه است » و گذشت كه همه ذبابها