العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

235

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

سوسكهاى دوزخ . [ در اصناف مگس ] بيان : دميرى - 1 : 222 حياة الحيوان - گفته : چسنه از گند زمين پديد گردد و با كژدم دوست است و چند نوع است : جعل ، حمارقبان ، بنات ، وردان ، حنطب كه نر آنها است و چسنه پر چس دهد . و ابن عدى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله روايت كرده كه بايد مردم باليدن دوران جاهليت را وانهند و گر نه نزد خدا مبغوضترند از چسنه‌ها و قزوينى حكايت كرده كه مردى چسنه‌اى ديد و گفت خدا براى چه اين را آفريده زيبا است يا خوشبو ؟ و خدا او را بزخمى گرفتار كرد و همه پزشكان از درمانش درماندند تا ترك معالجه كرد ، و روزى آواز يك پزشك دوره گرد را شنيد كه در كوچه جار ميزد گفت : او را بياوريد تا مرا معاينه كند . گفتند : از يك دوره گرد چه كارى برآيد با اينكه پزشكان استاد از درمانت درماندند ، گفت بايد او را بياوريد ، و چون آن زخم را ديد يك چسنه خواست و همه حاضران خنديدند و بيمار از گفته پيشين خود ياد آورد و گفت : آنچه خواهد برايش فراهم كنيد زيرا اين مرد به كار خود بينا است و آن را سوخت و خاكسترش را به زخم او پاشيد و بفرمان خدا به شد و بحاضران گفت : خدا ميخواست به من بفهماند كه در پست‌ترين آفريده‌ها كميابترين داروها است . و گفته : مگس معروف است ، ارسطو گفته : مگس از همه چيز حريص‌تر است و پلك ندارد چون حدقه‌اش ريز است ، و كار پلكها پاك كردن آينه حدقه است از گرد و خدا دو دست به او داده براى اين كار و از اين رو بينى كه دو دست را بديده كشد و آن رسته‌هاى بسيار است كه از گند پديد شوند . جاحظ گفته : ذباب در زبان تازيان بزنبور و همه انواع بعوض از پشه و كك و شپش و صواب و ناموس و پروانه و مورچه و مگس معروف گفته شود و مگس معروف هم چند دسته است ، نغز ، قمع ، خازباز ، شعراء ، سگ مگس ، مگس بستان مگس چراگاه ، مگسى كه ميان مردم است از جفت‌گيرى پديد شود ، و بسا از اجسامى