العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
221
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و از ابن عمر است كه قورباغهها را نكشيد زيرا بنگ آنها تسبيح است و پرستو را نكشيد زيرا چون بيت المقدس را ويران كردند گفت : پروردگارا مرا بر دريا مسلط كن تا آنها را غرق كنم . در ضفدع گفته : ضادش كسره دارد و بر وزن خنصر است و مادهاش را ضفدعه گويند و برخى دالش را بفتحه خوانند و خليل گفته در زبان عرب وزن فعلل نباشد جز چهار كلمه در هم و مجرع بمعنى دراز و هبلع پرخور ، و قلعم كه نام است . و ابن صلاح گفته كسر دال در زبان لغت اشهر است و فتحش در زبان عامه و برخى لغتدانان منكر آنند ( و تلفظ و نام ديگرى هم براى آن نقل كرده ) و گفته : قورباغه انواع بسياريست و از جفت شدن و جز آن پديد گردد در آبهاى ايستاده كم جريان و از عفونت و بدنبال بارانهاى تند تا گمان شده كه از ابر افتد چون دنبال باران و باد بر بامها بسيار ديده شود كه آنها از نر و ماده نيستند و همانا خدا در همان ساعت آنها را از طبع آن خاك بيافريند و آن از جانوران بىاستخوانست ، برخى قورقور دارند و برخى ندارند و آنها كه دارند آوازشان از بن گوش درآيد ، و چون خاموش باشد و بيرون آب گوشش تيز است ، و چون خواهد قور قور كند آرواره زيرش را به آب فرو برد و چون آب بدهانش در آيد خاموش گردد . عبد القاهر گفته ثعبان از آواز قورباغه جاى او را بفهمد و بدنبال آن آيد و او را بخورد ، و قورباغه هم مانند برخى وحوش از ديدن آتش خيره شود و تعجب كند و خاموش گردد و پيوسته بدان نگرد ، و نخست پديدش آن در آب اينست كه مانند دانه ارزن سياه پيدا شود و به شكل كرم آبى گردد و سپس اندامش برويد ، منزه باد آنكه توانا است بر هر چه خواهد سبحانه لا إله غيره . و در كامل ابن عدى است از جابر كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : هر كه قورباغهاى كشد بر او است قربانى گوسفندى چه محرم باشد چه نباشد سفيان گفته : گويند جانورى