العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
21
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
3 - در قرب الاسناد - 55 - : بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه پرندهاى شكار نشود جز بغفلت از تسبيح خدا . 4 - در علل - 1 : 5 - بسندش از امام ششم عليه السّلام كه وحش و پرنده و درنده و همه چيز كه خدا عز و جلّ آفريده اندر هم بودند تا پسر آدم برادرش را كشت و نفرت گرفتند و بهراس افتادند و هر كدام بهم شكل خود پيوستند . 5 - و از همان - 270 - : بسندش تا امام يكم عليه السّلام كه چون عوعو سگ و عرعر خر شنويد به خدا پناه بريد از شيطان رجيم ، زيرا آنها بينند آنچه شما نبينيد پس انجام دهيد آنچه فرمان داريد - الخبر - 6 - از مجالس ابن الشيخ : بسندى تا رسول خدا كه گذر كرد بماده آهوئى بسته بطنابهاى چادرى و چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله را ديد خدا عزّ و جلّ زبانش را گشود و برسول خدا گفت : يا رسول اللَّه من دو نوزاد دارم تشنه و اين دو پستانم پر از شيرند ، مرا رها كن بروم و آنها را شير بدهم و برگردم و مرا ببندى چنانچه بودم ، فرمودش چگونه مىشود با اينكه تو بسته مردمى و شكار آنهائى ؟ گفت : آرى يا رسول اللَّه من مىآيم و مرا چنانچه بودم بدست خود مىبندى و از او پيمانى خدائى گرفت و رهاش كرد و اندكى نشد كه برگشت و شيرى در پستانش نمانده بود و پيغمبر خدا او را بست چنانچه بود . و آنكه پرسيد اين شكار از كيست ؟ گفتند : يا رسول اللَّه اين از بنى فلانست و آنكه شكارش كرده بود منافقى بود ، و از آن برگشت و خوش عقيده شد پيغمبر با او براى خريد آهو در گفتگو شد گفت : بلكه من آن را رها كنم پدر و مادرم قربانت اى پيغمبر خدا ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : اگر بهائم ميدانستند از مردن آنچه شما ميدانيد ، فربهى از آنها نميخورديد . بيان : ميدانستند از مردن : يعنى بدان يقين داشتند يا سختى آن را و كيفرهاى پس از آن را و هراسهاى مردن را ميفهميدند و اين معنى دوم روشنتر است ( امالى ابن الشيخ 2 : 48 ) .