العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
170
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
با حاء فتحه دار خوانده و بيشتر بحاء ساكنه ، زجاج در تفسير سوره نساء گفته : آن را نحل ناميدند چون خدا تعالى عسلى كه از او برآيد بمردم بخشيده ، و اينكه خدا به او وحى كرده ستايش او است كه گلها را در پس بيابانها دانسته و بر هر گل بويا افتد و شيره آن را مكد و عسل بيرون دهد . در عجائب المخلوقات گفته روز عيد فطر را روز رحمت خوانند چون كه خدا در آن به نحل ساختن عسل را وحى كرده و خدا بيان كرده كه در زنبور عسل عبرت بزرگى است كه جانورى است با فهم ، زيرك و دلير و عاقبت بين و فصلشناس و بارانشناس و مدبّر چراگاه و خوراك و فرمانبر سرور خود و زبون در برابر فرمانده و هنرمند و شگفت آفرينش . ارسطو گفته : زنبور عسل 9 رسته است كه شش رسته آنها با هم آشيانه گيرند و از فزونى شيرينى و تريها كه از گلها و برگها تراوند بخورند و آنها همه را فراهم سازند و از آنها عسل و خانههاى آن را بسازند ، و با آنها رطوبتهاى چربى فراهم كنند و جايگاه عسل را درست كنند كه شمع باشد ، و آن را با خرطوم خود گيرد و ميان دو رانش بردارد و از آنها به پشت خود كشد . دميرى گفته از قرآن برآيد كه مگس عسل بر گل چرد و آن گل در درونش عسل شود و از دهانش بدر اندازد ، و از آن خروارها فراهم گردد خدا فرموده : « پس بخور از همه ميوهها - تا آخر - و مقصود برخى از ميوههاست ، مانند قول او : « و داده شديم از هر چيزى 16 - النحل » مقصود بعضى از آنها است ، و اختلاف رنگ عسل باختلاف نوع مگس عسل است و بسا مزهاش بر اثر چراگاه گوناگون شود و از اين باب است گفته زينب ( همسر پيغمبر ) به پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله كه مگس عسل عرفط را خوردى ، چون بوئى كه دريافت به بوى مغافير مانند ساخت و اين حديث در دو صحيح و كتب ديگر مشهور است ( عرفط : درخت طلع است و صمغ آن بدبو است ) . و كار مگس عسل اينست كه چون جاى پاكى يابد در آن از شمع خانه سازد وانگه خانه شاهان را سازد وانگه خانههاى زنبورهاى نر را كه بيكارهاند و خردتر