العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
148
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
كه آنها را برم كردن بزنيد و بر لغزيدن نزنيد . و از همان : بسندى تا امام ششم از پدرانش عليه السّلام كه دابه بر صاحبش شش حق دارد : بيش از توانش بر آن بار نكند ، و پشتش را مجلس حديث گفتن نسازد ، چون منزل كرد نخست خوراكش بدهد ، و بر هر آبى گذرد به او عرضه كندش و بر چهرهاش داغ نزند كه تسبيح گويد . و از همان : بسندى از ابو ذر كه دابه گويد : بار خدايا مالك درستى به من بده كه با من نرمى كند و خوشرفتارى و خوراك و آب به من دهد و به من زور نگويد . و از همان : بسندش از امام هفتم عليه السّلام كه دابهاى نيست كه صاحبش خواهد بر آن سوار شود جز گويد : بار خدايا بر منش مهربان كن و از همان : بسندش از امام ششم عليه السّلام ( همين روايت كرده ) و از همان - 626 - بسندى از امام ششم عليه السّلام كه ابو ذر - رضي الله عنه - را ديدند خرش را در ربذه آب ميداد يكى به او گفت : اى ابو ذر كسى ندارى كه خرت را آب دهد ؟ گفت : از رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله شنيدم ميفرمود : هيچ جاندارى نيست جز در بامداد اين خواهش را كند كه بار خدايا مالك خوبى به من بده كه از علف سيرم كند و از آب سيراب ، و بيش از توانم بر من تكليف نكند ، و من دوست دارم خودم آن را آب دهم . و از همان : بسندى از امام ششم عليه السّلام مانندش آمده . و در كافى ( ج 6 ص 537 ) : با اندك اختلاف در تعبير مانندش آمده . بيان : خواهش دابه بسا به زبان حال است و كنايه از نياز او است بدين مطلب و بيچارگى او كه بايد رعايت شود . 9 - در محاسن - 638 - : بسندى از صفوان جمّال كه مفضّل بن عمر نزد من فرستاد تا براى امام ششم شترى بخرم و شترى به 80 درهم خريدم و نزد امام عليه السّلام برد و به من فرمود : به نظر تو هودج ميكشد و من هودج بر او بستم و سوارش شدم و بنمايش گذاشتم برايش ، سپس فرمود : اگر مردم ميدانستند حقيقت نيروى باربرى كه خدا