العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

11

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و چون ياد آورد كه اهل آسمانها و زمين تسبيح گويند فرمود : آنها هم كه در هوايند چون پرنده‌ها تسبيح گويند ، زيرا دادن نيرو بتن سنگين تا در هوا بماند و صف بندد و پر گشايد و بندد از اعظم دلائل است بر توانائى صانع مدبّر سبحانه و پرش آنها را سجده آنها نموده براى خدا و اين تاييد آنچه را كه ما گفتيم از اينكه مقصود از تسبيح دلالت اين امور است بر تنزيه نه گفتار به زبان « كُلٌّ قَدْ عَلِمَ » يعنى خدا ميداند و دليلش « وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ » باشد و آن اختيار جمهور متكلمين است . 2 - يعنى همه آفريده‌ها نماز و تسبيح كه فريضه آنها است ميدانند 3 - يعنى همه ميدانند نماز و تسبيح بر خدا را كه بدان مكلفند و بنا بر اين دو « وَ اللَّهُ عَلِيمٌ » جملهء جدا نيست ، و از ابى ثابت روايت است كه نزد ابى جعفر باقر عليه السّلام نشسته بودم و فرمود به من : ميدانى اين گنجشكها نزد برآمدن خورشيد و پس از آن چه گويند ؟ فرمود : پروردگار خود را تقديس كنند و از او خوراك روز خود را خواهند و متكلمين اين را دور از باور دانستند . گفتند اگر پرنده خداشناس بود چون خردمندان بود كه سخن و اشاره ما را ميفهميد ولى چنين نيست چون ببديهه ميدانيم از كودكى كه چيز فهم نيست كم فهم‌تر است و سزاوارتر است كه اين گونه دريافت در او نباشد و چون ثابت شد خداشناس نيست ، نشود كه گفتارش تسبيح خدا باشد و تسبيح ندارد جز با زبانحال . سپس بسيارى از چاره‌جوئيها و نازك‌كاريهاى جانداران را چنانچه بيايد يادآورى كرده و آنها را دليل آورده كه فهم و خرد دارند و آنگه گفته : خردمندان زيرك از اين گونه كارها و چاره‌ها در مانند و چرا نبايد گفت : خدا شناخت و ستايش خود را بدانها الهام مىكند و گرچه بامور ديگرى كه آدمى داند آشنا نباشند ، و چه خوب گفته شهاب سمعانى كه گفته : خدا والاتر از آنست كه با ترازوى اعتزال سنجيده شود . و در قول خدا وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ در ( 24 : 16 - 19 تفسيرش ) گفته