العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
105
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
باب سوم : بحيره و همگنانش آيات قرآن مجيد : المائده - 103 - مقرر نداشته خدا بحيره را و نه سائبه را و نه وصيله و نه حام ولى آنان كه كافرند ببندند بر خدا دروغ و بيشترشان نمىفهمند . تفسير : طبرسى در ( 3 : 252 ) مجمع گفته : يعنى خدا آن را حرام نكرده چنانچه مردم جاهليت حرام كردند و بدان فرمانى نداده ، بحيره شتريست كه پنج شكم آورده و پايانشان نر بوده كه گوشش را شكاف ميدادند و از سوارى و كشتن آن دريغ داشتند و براى آب و چرا آزاد بود و اگر خسته او را ميديد سوارش نميشد - از زجاج است . و گفتند : چون پنج شكم ميزائيد نگاه ميكردند اگر پنجم نر بود او را ميكشتند و زن و مرد همه از گوشتش ميخوردند و اگر ماده بود گوشش را ميشكافتند و بحيره ميشد و ديگر پشمش را نمىچيدند و در كشتن او نام خدا نميبردند و بارش نميكردند و بر زنها غدقن بود از شيرش بنوشند و از آن بهره برند و شير و بهرهاش از آن مردها بود نه زنها تا بميرد و چون ميمرد مرد و زن در خوردن آن شريك بودند - از ابن عباس از محمّد بن اسحاق كه بحيره دختر سائبه بوده و آن شترى بوده كه براى برگشت از سفر يا بهبودى از بيمارى و مانند آنها نذر ميكردند ، ميگفت ماده شترم سائبه است . و چون بحيره ميشد كه از او سودى نبرند و از آب و چرا دريغش نكنند - از زجاج و علقمه و از ابن عباس و ابن مسعود است كه سائبه نذر بتها بوده كه بخادمان بتخانه