العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
78
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
گفت : حاجتم اينست كه خدايت براى امتت نگهدارد و آنها را شايسته تو سازد و بدانها راستى نسبت بوصىّ پس از تو روزى كند ، زيرا امتهاى پيشين براى نافرمانى اوصياء نابود شدند ، و يا رسول اللَّه نياز من اينست كه سورههائى از قرآن به من بياموزى تا بدانها نماز گزارم ، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بعلى عليه السّلام فرمود : يا على بهام بياموز و با او نرمى كن . هام گفت : يا رسول اللَّه اين كيست كه مرا به دو پيوستى ؟ زيرا ما گروه پريان فرمانداريم جز با پيغمبر سخن نگوئيم ، پيغمبر فرمود : اى هام كدام كس را در كتاب وصى آدم يافتيد ؟ گفت : شيث بن آدم ، فرمود : كه را وصى نوح يافتيد ؟ گفت : سام بن نوح ، فرمود : وصى هود كه بود ؟ گفت يوحنا بن خزان عمو زاده هود ، فرمود : وصىّ ابراهيم كه بود ؟ گفت : اسحق بن ابراهيم ، فرمود : وصى عيسى كه بود ؟ گفت شمعون بن حمون صفا عموزاده مريم . فرمود : در كتاب وصىّ محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را كه يافتيد ؟ گفت : در تورات اليا است رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : اين اليا است ، او على وصى من است ، هام گفت ، يا رسول اللَّه جز آن هم نامى دارد ؟ فرمود : آرى ، او حيدره است ، چرا از من اين را پرسيدى ؟ گفت : ما در كتاب پيغمبران يافتيم كه نام او در انجيل هيدارا است فرمود او حيدره است . فرمود : على چند سوره از قرآن را به دو آموخت ، هام گفت : اى على اى وصى محمّد همين كه از قرآن آموختم مرا بس است ؟ فرمود : آرى اى هام اندك قرآن بسيار است ، وانگه هام برخاست نزد پيغمبر با او وداع كرد و نزد او برنگشت تا در گذشت صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بيان : بسا اينكه گفت « ما فرمان داريم سخن نگوئيم الخ » يعنى دليل باشد كه گزارش مردم ديگر از سخن گفتن با پرى دروغ است و جز پيغمبران و اوصياء با آنها گفتگو ندارند ، ولى ممكن است گفت : اگر چه آنها بدين فرمان دارند ولى دليلى نيست كه آن را انجام دهند چون پرى و شيطان معصوم نيند با اينكه در برخى روايات اين