العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

68

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

شمشيرش براست و چپ اشاره ميكرد و درنگى نكرد كه آن اشخاص چون دود سياهى شدند و امير المؤمنين تكبير گفت و از دره بالا آمد ، و با آن سپاه ايستاد تا مكان از آنچه دود و غبار داشت پاك شد . ياران رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفتند يا ابا الحسن چه ديدى ؟ نزديك بود از هراس بر تو هلاك شويم بيشتر از آنچه براى خود در هراس بوديم ، فرمود : چون دشمن چشم‌رس من شد و نامهاى خدا را بر آنها بلند كردم زبون شدند و دانستم چه بيتاب شدند و بىترس بدرون دره رفتم ، و اگر بجاى خود ايستاده بودند همه را نابود ميكردم ، خدا نيرنگ آنها را كفايت كرد و از مسلمانان شر آنها را گردانيد ، و هر چه از آنها مانده‌اند پيش از من نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم رسند و ايمان آورند . و امير المؤمنين و همراهانش نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم برگشتند و بوى گزارش داد و شادمان شد و در باره او دعاى خير كرد و فرمود : يا على هر كدام از خدا ترسيدند پيش از تو نزد من آمدند و مسلمان شدند و من اسلام آنها را پذيرفتم . 44 - در ارشاد است كه اين حديث را عامه هم مانند خاصّه نقل كردند و چيزى از آن را منكر نشدند و معتزله كه بعقيده برهمنان گرائيدند آن را رد كردند و چون حديث‌شناس نيستند آن را منكرند و در اين روش به راه زنادقه رفتند كه به قرآن و آنچه در باره جن و ايمانشان به خدا و رسول او دارد طعن زدند و هم بدان چه خدا در سوره الجن از آن حكايت كرده كه گفتند : البته ما شنيديم قرآنى را شگفت‌آور تا آخر گزارشى كه در اين سوره از آنها داده . و چون اعتراض زنادقه با معجزه بودن قرآن و شگفتى خيره كن آن باطل است طعن معتزله هم در اين خبرى كه روايت كرديم باطل است چون در عقل چيزى نشدنى نيست و روايت از دو طريق شيعه و سنى رسيده ، و روايات دو دسته مخالف برهان صحت آنست ، و انكار نامنصفانه معتزله و مجبره زيانى در آنچه ذكر كرديم ندارد كه عمل بدين روايت لازم است ، چنانچه انكار ملحدان و دسته‌هاى زنديقان و يهود و ترسا