العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
60
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و امروزه شياطين بكاهنان خود از گفتگوهاى مردم گزارش ميدهند و از كارهاى آنان ، و شياطين حوادث دور دست را بهم ميرسانند كه كى دزدى كرده و كى كشته و كى نهان شده و مانند مردم راستگو دارند و دروغگو ، گفت : چگونه شياطين به آسمان برميآمدند با اينكه با مردم در خلقت و پيكر همانند بودند و براى سليمان بن داود بناها ساختند كه بشر از آن درمانده است . فرمود : پيكر آنها براى سليمان كلفت شد چنانچه مسخر او شدند و آنان آفريده رقيق باشند و خوراكشان باد است و دليلش اينست كه به آسمان بر آيند و گوش گيرند ، و پيكر كلفت نتواند بالا رود جز با نردبان يا وسيله . در خصال - 1 : 152 - : بسندى از امام ششم كه پدرها سهاند : آدم كه مؤمن زائيد ، و جان كه كافر آورد و ابليس كه كافر آورد ، و در آنها زايش نيست همانا تخم نهد و جوجه كند و همه نرند و ماده ندارند . 33 - و از همان - 1 : 154 : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه پرى 3 بخش است : بخشى همراه فرشتهها ، بخشى پرنده در هوا ، بخشى سگان و مارانند - الخبر - 34 - در علل و عيون - 134 - بسندى كه شامى نام پدر جن را از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد فرمود : شومان و همانست كه از آتش زلال آفريده است ، و پرسيد آيا خدا پيغمبرى بر پريان فرستاده ؟ فرمود : آرى ، پيغمبرى بنام يوسف بر آنها فرستاد و آنها را به خدا عزّ و جلّ خواند و او را كشتند . 35 - در علل و عيون - 146 - : بسندى تا امام ششم عليه السّلام كه يك روز سليمان بن داود بيارانش گفت : راستى خدا تبارك و تعالى به من پادشاهى بخشيده كه پس از من ديگرى را نسزد ، باد را مسخرم كرده و هم آدمى و پرى و وحوش را ، زبان پرندهها به من آموخته و هر چه را به من داده و با اين همه نتوانستم يك روز تا شب شاد باشم ، و ميخواهم فردا بالاى كاخ روم ، و بممالك خود نگاه كنم به كسى اجازه ندهيد نزد من آيد تا روز مرا اندوهگين نسازد ، گفتند : بسيار خوب .