العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

54

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

سدّه است ، سلام مرا به او برسان ، روگرداندم و كسى را نديدم ، و او بازگو كرد تا سه بار و تنم لرزيد ، و من در وادى فرو شدم تا براهى رسيدم كه پشت كاخ بود و بسدّه رفتم در سوى سمرات ( درختهاى سمر ) سپس راه غدير را پيش گرفتم و 50 مار ديدم كه سر برآوردند ( سرخوشند خ ب ) نزد غدير ، وانگه گوش دادم و گفتگوئى شنيدم و آواز كفشم را بلند كردم تا گامزدنم را بشنود . و شنيدم ابو الحسن عليه السّلام سرفه‌اى كرد و من در پاسخ سرفه كردم و يورش بردم و ناگاه مارى بر تنه درختى آويخته بود ، به من فرمود : نترس زيانى ندارد ، و آن مار خود را انداخت و بلند شد بر شانه او و سرش را در گوشش كرد و بسيار سوت كشيد و امام پاسخ داد آرى من ميان شما قضاوت كردم و كسى مخالف گفته من نباشد جز ستمكار و هر كه در دنيا ستم كند در آخرت ستم كشد با كيفر سختى كه من به او دهم و مالش را بگيرم اگر داشته باشد تا توبه كند . گفتم : پدر و مادرم قربانت آنها هم در فرمان شمايند ؟ فرمود : آرى ، سوگند بدان كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را به پيغمبرى گرامى كرده و على عليه السّلام را بوصايت و ولايت عزيز ساخته ، البته آنها براى ما از شماها فرمانبرترند اى آدميان ، و چه بسيار كمند . بيان : سراة نام چند جا است و سمره نام درختى است معروف و در نسخه‌اى رواقع آمده بقاف و عين بىنقطه يعنى رنگارنگ و محتمل است رواتع باشد با تاء و عين بىنقطه يعنى چراكن بودند گرد غدير « و چه بسيار كمند » يعنى فرمانبران از آدمى يا از پرى نسبت به ديگران . 9 - در تفسير الفرات : بسندش از قبيصه كه نزد امام ششم عليه السّلام رفتم و در بر او گروهى بودند و سلام كردم و نشستم و گفتم : يا بن رسول اللَّه شما كجا بوديد پيش از آنكه آسمان ساخته و زمين گسترده آفريده شوند و ظلمت و نور با ديد گردند ؟ فرمود : اى قبيصه چرا از من اين پرسش را ميكنى در اين وقت مگر ندانى دوستى ما نهانى گرفته و دشمنى با ما فاش شده . و راستى ما دشمنانى از جن داريم كه حديث ما را به گوش دشمنان آدمى