العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

35

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و آهن را برنده و از به كار بردنش بناروا غدقن كرده و هم اثر بيمار كردن هم از جادو دور است گرچه استبعادش كمتر است . اگر گفته شود : با روا بودن اثر جادو بسيارى از معجزه‌ها در ترديد جادو درآيند . گوئيم : گذشت كه معجزه بىابزار است و آنى و نياز بمرور زمانى ندارد بخلاف جادو كه بدست نيايد جز پس از به كار بردن اين امور و گذشت زمان و فرق ميان معجزه و جادو نزد جادوشناس روشن است و از اين رو برخى اصحاب ياد گرفتن جادو را واجب كفائى دانسته ، و از شيخ بهائى روايت است كه اگر آب با مشت بسته و انگشتان بهم چسبيده از ميان انگشتان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله برآمده بود احتمال داشت جادو باشد ولى با دست باز و انگشت گشاده احتمال جادو ندارد ، و اين نزد استاد جادوان روشن است . بعلاوه معجزات پيغمبران بوضعى نيستند كه جاى ترديد باشند مگر معاندى زبانى شبهه كند ، زيرا بسا جادوگرى چند قطره آب از ميان انگشتانش يا كفش يا سنگ خردى بر آرد ولى نتواند با زدن عصا نهرى بزرگ روان سازد يا مردم و جانوران بسيار را سيراب كند از آب انگشتانش بىتكرار كار و يارى از ابزار ، و هر خردمند ميداند كه اين جادو نيست . و همچنين اگر بر كسى نفرين كند و او بميرد يا در همان ساعت بيمار شود بديهى است كه جادو نباشد و اما سبب تاثير جادو نزد جادوگر به خوبى روشن است و ديگران هم كم و بيش ميدانند چنانچه در جادوگران فرعون دانستند اثر جيوه بوده و يا تردستى . و اما اثر مهر و دشمنى و اندوه از جادو خدا داد است گرچه آن را هم حرام كرده ، و عقل هم آن را منكر نيست و بسا ديوان در آن اثر گذارند ، و با توكل و دعاء و آيات و تعويذها اثرش كم شود يا باطل شود . و از اين رو شيوع جادو و كهانت در فترت نبوتها و نهانى اثرشان ، و تسلط شياطين بيشتر بوده است و با نشر نبوت و آثارش و پرتو بخشى انوارش چون اين زمانها كمتر شود ، زيرا خانه و كاشانه‌اى نيست جز آنكه در آن قرآن بسيار و كتب دعا