العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
268
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
يا آزاررسانى چيزيست ، و اين فهم بايد بىواسطه يا با واسطه آفريده خدا باشد به ترتيبى كه گفتيم . و ثابت است كه ترتيب هر كدام از اين مراتب بر پيش از خود بايست است و چارهاى ندارد ، زيرا چون چيزى را دريافت و آن را سازگار خود شناخت خواهى نخواهى بدان گرايد و چون بدان گرائيد نيرو بجستجو خيزد و چون همه مراتب انجام شد بناچار كار شود . و اگر فرض كنيم شيطانى هم برون از تن آدمى باشد و وسوسه كند آن وسوسه اثر ندارد ، زيرا اگر اين مراتب نامبرده بوجود آيند كار شود چه شيطان باشد و وسوسه كند يا نه و اگر اين مراتب وجود نيابند صدور كار نشدنيست خواه شيطانى باشد يا نباشد ، و دانستيم كه قول بوجود شيطان و وسوسه شيطان باطل است ، و درست اينست كه گوئيم اگر اين مراتب بسود و براى سعادت باشند الهام نام دارند و اگر بزيان و سرانجام بد كشند وسوسه نام گيرند . اين تمام گفتار است در تقرير اشكال و جواب اينست كه همه گفتههاى شما درستند و راست جز اينكه دور نباشد كه آدمى از چيزى غافل و بى خبر باشد و چون شيطان آن را بيادش آرد ياد آور شود بدنبال آن ميل آيد و بدنبالش كردار ، و كار شيطان برونى جز همين يادآورى نباشد كه خدا بدان اشاره كرده در حكايت از ابليس كه گويد « ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ، 22 - ابراهيم » . جز اينكه ميتوان گفت : آدمى بيادآورى شيطان گناه مىكند ، خود شيطان به ياد آورى كى گناه مىكند ؟ اگر به ياد آورى شيطان ديگر و ديگر تسلسل بايد و اگر كار او بيادآورى شيطان ديگر نيست بايد اعتقاد شيطان يكم در دل او پديدهاى باشد و ناچار پديد آور خواهد و آن جز خدا تعالى نباشد . و از اينجا روشن شود كه همه از خدا تعالى است ، اين نهايت سخن