العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
258
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
جزء تن رسند و بدان زندگى و حسّ بخشند و هر جزء و عضو را بجنبانند همچنين از جرم فلك پرتوى به همه سوى جهان تابد و نيروى آن اختر بوسيله پرتو به همه اجزاء جهان رسد ، و چنانچه ارواح فائضه از دل و مغز در پارههاى تن نيروهاى گوناگون پديد كنند چون غاذيه ، ناميه ، مولده و حساسه و اين نيروها نتاج و زاده گوهر نفسند كه سرپرست كل تن است . همچنين بوسيله پرتوى كه از اختران بر سراسر جهان پخش شود در هر تيكه از آن نفس ويژهاى پديد گردد بمانند نفس زيد و نفس عمرو ، و اين نفوس زاده نفوس فلكيهاند ، و چون نفوس فلكيه در گوهر خود گوناگونند اين نفوس زاده از آنها هم در گوهر خود گوناگونند و نفوس زاده فلك زحل يك گروهند و نفوس زاده فلك مشترى گروه ديگر و نفوس وابسته بفلك زحل هم جنس و دمسازند و ميان آنها مهر و دوستى است و در جوهر خود مخالف با نفوس وابسته بفلك مشترى باشند . چون اين را دانستى گوئيم علت نيرومندتر از معلول است ، و هر گروه از نفوس آدمى طبعى ويژه دارند كه اثر همان ارواح فلكى باشند و آن طبع در روح فلكى بسيار والاتر و نيرومندتر از آنست كه در ارواح آدمى است و آن روح فلكى چون پدر مهربان است براى اين روح آدمى و چون پادشاهى دلسوز و از اين رو اين ارواح فلكىزادههاى خود را در صلاح آنها كمك دهند و يك بار در خواب از نظر رويا و يك بار در بيدارى به صورت الهام آنها را راهنمائى كنند . سپس اگر يك روح آدمى بسيار نيرومند و در خاصيت روح فلكى وابسته بدان كاملتر باشد كارهاى شگفت آور و خارق العاده از او بروز كند ، اينست شرح عقائد معتقدان باينكه پرى و ديو هستند و مجرد از مادهاند و بدان كه گروهى از فلاسفه بدين عقيده معترضند و گويند مجرد نه جزئى را در يابد و نه كارى در جزئيها دارد و تواند