العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
249
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم آن را ملغى كرد و از آن نهى كرد . دميرى گفته : پرى وارد خانهاى نشود كه در آن اترج باشد ، گفته از پيغمبر روايت است كه پرى بخانهاى در نيايد كه در آن اسب عتيق باشد ( حيات الحيوان 1 : 147 - 155 - باب جيم در الجن ) و گويم : گفته : سعلاة بدترين غول است و آن را سعلاء هم گويند و سعلاء و جمعش سعالى است . جاحظ گفته : عمرو بن يربوع از سعلاة و آدمى متولد شده گفته : ذكر كردند كه جرهم فرزند فرشتهها و دختران آدم بوده ، گفته : چون فرشتهها گناه ميكردند به صورت مردى به زمين فرو مىآمدند چنانچه هاروت و ماروت و جرهم از آنها متولد شدند ، گفته : از اين قبيل بلقيس ملكه سبا است و هم ذو القرنين كه مادرش آدمى و پدرش فرشته بوده ، و از اين رو چون عمر شنيد مردى فرياد مىزند ، يا ذو القرنين ، گفت : نام پيغمبران را تمام كرديد و بنام فرشتهها بر آمديد - پايان - و حق اينست كه فرشتهها معصومند از گناه صغيره و كبيره مانند انبياء عليه السّلام چنانچه قاضى عياض و جز او گفتند و آنچه در باره جرهم و ذى القرنين و بلقيس آوردهاند ممنوع است و استدلالشان بداستان هاروت و ماروت بىپايه است و ثابت نيست بدان روشى كه خواستند بلكه ابن عباس گفته : آنها دو مرد جادوگر بودند در شهر بابل نه دو فرشته . جاحظ گفته : پندارند زناشوئى و نطفه بندى ميان پرى و آدمى مىشود چون خدا فرموده « شركت كن با آنها در اموال و اولاد ، 64 - الاسراء » و اين روشن است براى اينكه زن پرى مردان آدمى را بغش ميكشد از روى عشق بخاطر همخوابى و همچنين مردان پرى زنان آدمى را ؛ و اگر آن نبود مردان بمردان در آويختند و زنان بزنان ، خدا فرموده « خونى نكرده آنها را آدمى پيش از آنان و