العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
222
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
تتمهايست داراى فوائد مهمى 1 [ در حقيقت پرى و ديو ] 1 - خلافى ميان اماميه بلكه مسلمانان نيست در اينكه پرى و ديوها اجسامى لطيفند كه گاهى ديده شوند و تند جنبش و نيرومندند و در تن آدميزاده چون خون روانند و بسا خدا براى مصلحتى آنها را باشكال مختلف درآورد چنانچه سيد مرتضى - رضي الله عنه تعبير كرده يا خود توان آن دارند چنانچه از اخبار و آثار روشنتر برآيد . صاحب مقاصد گفته : ظاهر كتاب و سنت موافق قول بيشتر امت است كه فرشته جسم لطيف نورانى توانا بهر شكليابى است و در دانش و توانائى به كارهاى سخت كامل است و سخن را كشيده تا گفته جن جسمى است لطيف و هوائى كه بهر شكل درآيد و كارهاى عجيب كند ، مؤمن دارد و كافر ، و فرمانبر و نافرمانبر ، و شياطين جسمى آتشينند كه كارشان بفساد كشيدن و گمراه كردن مردم است به ياد آورى وسائل گناه و لذت و فراموش ساختن منافع طاعت و آنچه بدان ماند كه خدا از شيطان حكايت كرده « وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي الآية 22 - ابراهيم » گفتهاند هر سه نوع از چهار عنصر تركيب شدند جز اينكه در شيطان عنصر آتش غلبه دارد و در ديگران عنصر هوا زيرا تركيب عناصر بسا به ميزان برابر نباشد بلكه به اندازه صلاحيت غلبه يكى از آنها باشد و اگر غلبه با خاك باشد به خاك مائل شود و اگر با آب به آب و اگر با هوا به هوا و اگر با آتش به آتش كه از وضع خود جدا نشود به زور مگر آنكه موجود ساخته جاندار باشد كه به اختيار تواند جدا شد ، و اين غلبه عنصرى اندازه مشخصى ندارد بلكه باندازهاى كه در هر نوعى عنصرى آرام گيرد و تمكن يابد كافى است . و چون هواء و آتش در نهايت لطيف و زلالند ، فرشته و پرى و ديو چنانند كه در هر سوراخى روانند تا بدرون انسان و به چشم نيايند جز اينكه از تركيب خاكى و آبى بر خود پرده و روكش گيرند و در كالبدى چون آدمى و جز او از جانداران خود