العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
177
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
گفت : خدا شاديها ، غمها ، حلال و حرام را آفريده ، و در روز آدم مرا ميان آنها مخير كرد و من شهوتها ، حرام ، دشنام و منكرات را برگزيدم ، و آنها شيفتهگى و دلخواه من شدند و آدم را هم مخير كردند و او اندوه و عبادت و حلال را برگزيد ، و آنها را خواست و آرمان او شدند آنست خواست و آرمان او ، و اينست هوس و خواست و دلخواه من ، آنست چيز و دارائى و كالاى او اينست چيز و دارائى و كالا و اندوخته من ، و چيز هر كس چون خود اوست كه خواست و شهوت بدان دارد ، خواست و شهوت مرد زندگى او است و چون زندگى را از كسى بگيرند نابود گردد ، چه بسيار آفريده خدا كه خواسته و دلبندش را گرفتند و مرد و نابود شد و همچنانست اين موضوع . اينكه من برگزيدم دلخواه و هوس و زندگى من شده و اگر از من گرفته شود نابود شوم و هر آنگاه كه بدان دست يابم شاد و زنده شوم ، و چون ديدم دلخواه و هوس و زندگيم نزد ديگريست كه آن را از من گرفته تا توانم بكوشم كه آن را بدست آرم تا بدان نيرو گيرم بر آدمى كه زندگى كه شهوت من است و هوس مرا گرفته و در چنته خود نهاده و نگهدارى گرديده و آماده شده و فراهم گرديده تا با من كارزار كند و بجنگد و آيا من چارهاى از نبرد دارم تا حق بحقدار رسد و ستمكار مقهور گردد ، اينست حال من و كار من و مايه شادى من چون بر او چيره شوم . به او فرمود : مگر آدم چه ستمى به تو كرده كه ميگوئى بايد بستمكار زور آور شد . گفت : به من ستم كرده كه هوس و خواهش مرا گرفته و در چنته خود نهاده اگر آن نبود چگونه من در جنگ با او و در حلال او طمع نكنم چنانچه او در حرام و خواسته من طمع كرده . فرمود به او اين نشدنى نيست كه گوئى من ميخواهم هوس خود را از او پس گيرم و شاد شوى اگر آن را به كار زند و اندوه خورى اگر هوست را در زندگى