العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

164

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

اينكه سزاوار خشم گردد ، و آزمايشش كامل شود و بوعده وفا گردد و فرمود : « راستى تو از مهلت دارانى تا روز هنگامه معلوم » و آنگاه خدا آدم را به خانه خود جا داد كه زندگى گوارا و جايگاهى آسوده داشت و او را از ابليس و دشمنيش برحذر داشت ، و دشمنش با او رقابت ورزيد در ماواى بهشتى و يارى زيبايان و او را فريب داد . بيان : سپرده خدا بفرشته‌ها اشاره است بقول خدا تعالى « وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً » الآية - قبيل در اصل گروه است از 3 به بالا از مردمى پراكنده و اگر از يك پدر باشند ، قبيله نام گيرند ، و قبيل دارى ابليس در اينجا غريب است ، زيرا در اين وقت نژادى نداشته و همانندى در آسمان نداشته و شايد مقصود پريان زمين باشند كه آنان هم فرمان سجده داشتند و ذكر نشدنشان در آيات و ديگر اخبار براى بىاعتنائى بدانها است ، يا مقصود خلقى بودند در آسمان جز فرشته‌ها و بسا مراد به قبيل او نژاد او باشند و سجده نكردن آنها بآدم براى اين باشد كه بدان رضا دادند كه در روايت ديگر فرموده همانا مردم با رضا و خشم با هم فراهم شوند ، ناقه ثمود را يكى پى كرد و خدا همه ثمود را عذاب كرد چون بدان راضى بودند و به همه وابست كه فرمود « فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ ، 157 - الشعراء » 49 - نهج البلاغه ج 1 ص 396 - در خطبه قاصعه فرمود : سپاس از آن خداست كه خود را بعزت و كبريا آراست و هر دو را از آفريده‌ها واگرفت و ويژه خود ساخت و مرز خود نمود و بر ديگران غدقن كرد ، و آرم ولائى خود برگزيد و هر بنده‌اش در آنها با وى ستيزه كرد طردش نمود ، و آن را آزمايش فرشته‌هاى نزديكش ساخت تا متواضع و متكبر بدان از هم جدا شوند ، و با اينكه دانا بر از دلها و نهان غيبها است . فرمود : البته من آفريدگارم آدمى را از خاك و چون او را ساختم و از خود