العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

145

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

فرشته رسند سوخته شوند و گر نرسند به مقصود نرسند و بدنبال اين تجربه بايد از اين كار دست كشند . و جواب بهتر اينست كه اين واقعه تير شهاب كم اتفاق افتد و بسا ميان پريان مشهور و معلوم نباشد . 3 - تواريخ متواتره دلالت دارند كه تير شهاب پيش از بعثت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله هم بوده و از اين رو حكماء پيش از آن در باره آن و سبب پيدايش آن سخن گفتند . قاضى جواب داده كه اين حالت پيش از زمان پيغمبر كمتر بوده و در زمان او بيشتر شده و معجزه او گرديده . من گويم : بسا در پاسخ پرسش يكم گفته شود كه اگر مقصود از چراغها همان اخترانند نپذيريم كه شماره‌شان كم نشود زيرا همه اختران شمار نشوند بويژه اگر كهكشان هم تركيبى از اختران خرد باشد و بعلاوه رواست خدا بجاى اخترى كه پرت شده و سوخته اختر ديگرى آفريند و كم بودى نشود و سوم اينكه از اختر شعله‌اى بر آيد و شياطين را بسوزد و خودش بجا ماند چنانچه از آتش شعله زبانه كشد و خود بر جا باشد و شهاب در اصل همان زبانه آتش است كه خدا فرموده « بياورم براتان شعله‌اى از آتش ، 8 - النمل » و پرسش دوم را شيخ در تبيان پاسخ داده كه بسا روا دارند از جايى بالا روند كه بفرشته برنخورند كه تيرشان زند ، يا باور ندارند چنين چيزى هست ، و در پاسخ گفتند قضا و قدر است و بوقت قضا و قدر ، همه زيركان كور گردند و كر ، و چون خدا براى جنى مقدر كرده بسوزد او را خود به خود براى اقدام به هلاكت برانگيزد و بسا از شوق بدين كار دچار غفلت شود « 1 »

--> ( 1 ) و بايد گفت آنكه تير خورد و سوخت ، مفقود الاثر شده و خبرى به ديگران نداده تا آن را بدانند و بدنبال آن نروند و بايد گفت : آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد ( شرح مترجم )