العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
140
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
او بيم داشتند . 3 - ابن عباس گفته : مقصود اينست كه بر آنها مسلط بود و هر كار با آنها ميخواست ميكرد . اگر گويند از چه آنها را نگهدارى ميكردند ؟ گوئيم در آن سه وجه است . 1 - از گريز و ترك كار 2 - از يورش بر كسى در زمان او 3 - از اينكه در كار خود خرابكارى كنند ، چون شيوهشان اين بود كه روز ميساختند و شب ويران ميكردند . جبائى از خود پرسيده ، چگونه با تن نازك ميتوانستند كارهاى سنگين كنند با اينكه تنها وسوسه از آنها ساخته بود ؟ پاسخ داده كه خداى سبحانه آنها را نيرومند كرد و بزرگ نمود تا معجزه سليمان باشند ، و چون سليمان درگذشت آنها را بآفرينش نخست خود برگردانيد ، زيرا اگر به همان آفرينش مانده بودند مايه شبهه مردم ميشدند و اگر كسى بدروغ دعوى نبوت ميكرد كار آنها را معجزه خود مىآورد مانند معجزههاى انبياء و از اين رو خدا آنها را بآفرينش نخست برگرداند . و بدان كه اين سخن بىمايه است به چند وجه يكم : چرا گفتى : جن از اجسام است ، و چرا پديدهاى نباشد بىمكان و نه جادار در آنچه مكان دارد بلكه مجرد باشد و جن هم از آن جنس باشد . اگر گوئى اگر موجود امكانى ، مجرد از ماده و مدت باشد شريك و مانند خدا گردد و آن نشدنى است . گويم : اين اعتراض سست است زيرا شركت در لوازم سلبى است و آن مايه همانندى نيست ، پذيريم كه جن جسم است ولى چرا جسم لطيف نتواند كارهاى دشوار كند ؟ و پايه سخنش اينست كه بنيه شرط كار دشوار است و دليلى در دست ندارد جز استقراء سستى بپذيريم كه بايد جسم كثيف شود ولى چرا گوئى پس از