العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
138
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و از سعيد بن جبير است كه از رستهاى فرشته بود كه در بهشت كارگر بودند و زيور بهشتيان را ميساختند از وقتى آفريده شدند ، قاضى در تفسيرش آن را از هشام از ابن جبير روايت كرده . 2 - از جنس پريان بود و ديوان كه از آتش آفريده شدند و پدر آنها بود . 3 - فرشته بود ولى مسخ شد و دگرگون گرديد ، بيضاوى گفته : براى اينكه جن بوده از فرمان سجده تمرد كرده و بيرون رفته ، و دلالت دارد كه فرشته هرگز گناه نكند و ابليس كه جن بود نافرمان شد « أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ » با اين حال شما او را و نژاد و يارانش را در برابر خدا دوست خود ميگيريد « چه بد عوضى دارند ستمكاران » كه شيطان را با خدا عوض كنند ، با اينكه « من آنها را گواه آفرينش آسمانها و زمين نساختم » و نه آفرينش يك دگر آنها و نبايد بدانها اعتماد كرد كه فرمود « وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً » يعنى آنها را ياور خود نساختم تا مشركان بدنبال آنها روند و از آنها كمك گيرند و شريك پرستش خداشان نمايند . و گفتند مقصود اينست كه مشركان گواه خلق آسمانها و زمين نبودند تا دانش مخصوصى داشته باشند و سرمشق ديگران گردند در ايمان چنانچه پندارند ، و بطمع كمك آنها بدين توجه بگفته آنها نشود و من ستمكاران را پشت و پناه خود نسازم ( 2 : 17 تفسير بيضاوى ) . و در « و ما انسانيه » گفته : يعنى شيطان آن را از يادم برد و اين عذر خواهى است از فراموشكاريش و شايد چون غرق بصيرت و مجذوب همه جانبه به پيشگاه خدا شد از يادش رفت و براى شكسته نفسى آن را بشيطان وابسته ، يا اينكه چون نيروى هر دو را نگاه نداشته و پرداختن بيكى او را از ديگرى واداشته اين خود كاستى است پايان 2 : 20 تفسير بيضاوى . « شيطان را نپرست » يعنى در پرستش معبودان باطل از او فرمان مبر ، سپس علت آورد كه او نافرمان خدا است و فرمانبر نافرمانست ( نگرانم كه