العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

105

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

شوند و ناگاه از بينايان باشند 201 - و برادران مشرك آن شياطين در گمراهى آنان افزايند و كم نگذارند . 7 - الانفال 48 - و چون كه شيطان كارهاشان را زيور داد و گفت به آنها امروزه كسى از مردم بر شما چيره نيست و راستش من پناه شمايم و چون دو گروه با هم نمودار شدند بدنبال برگشت و گفت البته من از شما بيزارم من بينم آنچه شما نبينيد ، من از خدا ترسم و خدا سخت كيفر است . 8 - يوسف - 5 - راستى شيطان براى آدمى دشمنى است روشن 42 - از يادش برد شيطان ياد آورى نزد سيّد خود را ، 100 - پس از آنكه شيطان جدائى انداخت ميان من و برادرانم . 9 - ابراهيم - 22 - و گفت شيطان چون كار گذشت خدا نويد راست بشما داد و من هم نويد دادم و خلف كردم ، من بشما تسلطى نداشتم جز اينكه شما را دعوت كردم و شما پذيرا شديد برايم ، مرا سرزنش نكنيد ، خود را سرزنش كنيد من دادرس شما نيستم و شما هم دادرس من نيستيد ، من كافرم بدان چه مرا همكار دانيد از پيش راستى از آن ستمگران شكنجه‌ايست سخت . 10 - الحجر - 17 - و نگهش داشتيم از هر شيطان رانده 17 - جز آنكه بدزدى شنود و دنبال او است تير شهابى آشكار 28 - و چون كه پروردگارت بفرشته‌ها گفت : البته من آفريننده آدمى باشم از گل خشكيده و خره سالخورده 29 - و چونش ساختم و جانش دادم بيفتيد براى او سجده‌كنان 30 - سجده كردند همه فرشته‌ها سراسر 31 - جز ابليس كه نخواست با سجده‌كنها باشد 32 - گفت اى ابليس چه شدت كه نبودى با سجده كنان 33 - گفت من نباشم سجده كنم براى آدمى كه او را از گل خشكيده و از لجن سالخورده آفريدى 34 - گفت پس برو بيرون از آن كه تو رانده‌اى 35 - راستى لعن بر تو است تا روز جزا 36 - گفت - پروردگارا پس مرا مهلت ده تا روز محشر 47 - گفت تو از مهلت يافته‌گانى تا روز وقت دانسته شده 38 - گفت پروردگارا بدين كه مرا سرگردان كردى