العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
85
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
گرچه گفتههايشان خبر گمانى نيست « 1 » 2 - در تفسير على بن ابراهيم ( 373 ) بسندش كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : چون بآسمانم بردند در آسمان هفتم درياها ديدم كه از نور ميدرخشيد تا آنجا كه نزديك بود درخشش آنها ديدهها را بربايد ، و در آن درياها بود از ظلمت و درياها از برف كه ميلرزيدند ( الخبر ) بيان : « ترعد » يعنى ميغريدند يا ميلرزيدند . 3 - در علل ( ج 1 ص 3 ) بسندش تا آنجا كه يهودى از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد چرا آسمان را سماء ناميدند ؟ فرمود : چون وسم آب يعنى معدن آبست ( البر ) . بيان : تفسير وسم بمعدن براى اينست كه نشانه آنست ، و شايد سماو از آن مشتق است باشتقاق كبير چون سموّ با وسم هم حروفند و آن بمعنى بلنديست يا آنكه وسم قلب شده به سمو چنانچه واژه اسم هم از سمو است 4 - در علل ( ج 2 ص 264 ) بسندش از ضحاك بن مزاحم كه سؤال شد از على عليه السّلام از طارق ؟ فرمود : زيباترين اختر آسمانست و مردمش نشناسند ، و همانا طارقش نامند چون نورش از آسمانى بآسمانى برود تا هفت آسمان و سپس برگردد تا بجاى خود رسد . 5 - در احتجاج ( 138 ) از اصبغ ، گفت : ابن كواء از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد كهكشان در آسمانست ؟ فرمود : آن كانال و رودخانه آسمانست و امان اهل زمين است از غرق شدن ، و از آن بود كه خدا قوم نوح را بآبى تند جريان غرقه كرد ( الخبر ) بيان : « شرج » نام كهكشانست و بسا آن را بحلقههاى كيسه و چمدان تشبيه كردند كه با آنهاش مىبندند ، يا برودخانه آب كه مجراى اصلى آنست چنانچه در
--> ( 1 ) بسا كه مقصود نيم درجه از 360 درجه مدار كوكب است كه بميليونها فرسخ ميرسد زيرا 12 فرسخ در حدود نيم درجه از مدار كره زمين است ( شرح مترجم )