العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
69
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بمعنى نمايش است و از ابن عباس است كه بروج خود اختران بزرگند ، و تفسير اول بهتر است و چراغ خورشيد است ( پايان ) « بامرش » يعنى صرف خواستش ، « رب مشارق » طلوعگاه همه اختران يا خصوص خورشيد در طول سال كه 360 است و هر روز از يكى طلوع كند و هر مشرقى را مغربى است و از اين رو بذكر مشرق اكتفاء كرد بعلاوه طلوع ادلّ بر توانائى است و نعمت رساترى دارد « آسمان دنيا » نزديكتر بشما كه اختران زيور آنند و رانندهء ديوها از آن « قرارا » زمين پايگاه شده و آسمان بالاى آن ساخته شد و بهم چسبيده نشدند و مانند ساختمانها زمين رخنه و شكاف ندارند بلكه پيوستهاند و اين منافات با درهاى نامرئى آنها ندارد ، كسائى گفته معنايش اينست كه تفاوت و اختلافى ندارند رازى در ( ج 7 ص 620 ) تفسيرش گفته : فلاسفه گويند اين آيه دليل است بر اينكه آسمان رخنه ناپذير است و همچنين قول خدا « آيا در آن شكستى بينى » و قول او « هفت آسمان سخت » . ولى زور گفتهاند ، زيرا آيه ميگويد : رخنه ندارند نه اينكه رخنه در آنها ممكن نيست بعلاوه خدا خلافش را بيان كرده كه ميفرمايد « و چون آسمان رخنه شود » و قولش « و چون آسمان بشكافد » و قولش « و آن در اين روز سست و نابود است » در برابر اينكه فرمود : « هفت آسمان سخت » و فرموده « چون بشكافد آسمان و باشد گل سرخ چون روغن وارفته » و آيات ديگر و همه در رد گفته آنها صريحند ، و استدلال آنها درست نيست بآيات ، و دليل عقلى آنها ضعيفتر و رسواتر است از دليل نقلى آنها . « ذاتِ الْحُبُكِ » راه راه ، بيضاوى در ( ج 2 ص 462 ) تفسيرش گفته : چون راههاى اختران در آنست يا راههاى انديشه متفكران براى معارف يا مقصود خود اخترانست كه هر كدام راهى دارند يا مقصود اينست كه ستاره آن را به صورت پارچه راه راه نشان ميدهند و طبرسى در ( ج 9 ص 153 ) مجمع گفته : يعنى روشهاى خوبى دارد كه ما آنها را ننگريم چون از ما دورند يا اخلاق خوب و پسنديده