العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
52
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
برآرند نوشته و مهر شده و آن را زير عرش نهند براى شناخت نجات در حساب روز جزاء و فرشتههاى مقرب گواهى كنند ، و اينست قول خدا « چه دانى عليّين چيست ؟ كتابى است نوشته » . 6 - در درّ منثور ( ج 6 ص 325 ) از سعيد بن مسيب ، گفت : سلمان و عبد اللَّه بن سلام بر خوردند ، و يكى به ديگرى گفت : اگر پيش از من مردى مرا ديدار كن و بگو پروردگارت با تو چه كرد ، و اگر پيش از تو مردم تو را ديدار كنم و به تو گزارش دهم ، عبد اللّه بن سلام گفت : چگونه است اين ؟ آيا شدنى است ؟ گفت : آرى ، راستش جان مؤمنان در برزخ زمينند ، و هر جا خواهند بروند و جان كافر در سجين است . 7 - درّ منثور ( ج 6 ص 326 ) از افتاده كه در تفسير « نه هرگز البته كتاب نيكان در عليّين است » گفت : عليّين بالاى آسمان هفتم نزد ستون راست عرش است « كتاب نوشته » نگارش خوبى آنها است « گواهى كنندش مقربون » يعنى فرشتههاى مقرب . 8 - درّ منثور ( ج 6 ص 326 ) و از ضحاك گفت : چون جان مؤمن گرفته شود به آسمان دنيا برآورده شود و مقربان بهمراهش تا آسمان دوم بروند ، اجلح گفت : من گفتم : مقربان چيستند ؟ گفت : نزديكترشان به آسمان دوم ، سپس سوم و چهارم به ترتيب تا آسمان هفتم تا برسد بسدرة المنتهى ، اجلح گفت : گفتم : بضحاك چرا سدرة المنتهى نام شد ؟ گفت : چون هر چيزى از فرمان خدا بدان رسد و از آن نگذرد ، و ميگويند پروردگارا بنده تو فلانست - او داناتر است بوى از آنها - و براتى مهر شده براى آسايش او از عذاب بفرستد نزد آنها ، و اينست قول خدا « نه هرگز ، البته كتاب نيكان هر آينه در عليّين است » ، و ندانى تو عليّين چيست ؟ كتابيست نوشته ، گواهى كنندش مقربان . 9 - و در ( ص 327 ) گويد : از ابن عباس از كعب پرسيد از قول خدا تعالى