العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

40

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

شناسائى است و آنها وسيلهء تجلّى خدايند بر بنده‌ها و نمونه عرش و كرسى باشند و حامل آن پيغمبر و ائمه عليهم السلامند كه خزّان علم اويند در آسمان و زمينش خصوص آنچه مربوط بشناخت او است . 3 - ملك كه در خبر حنان بدان تفسير شده‌اند به همين وجهى كه گذشت . 4 - جسمى محيط به همه آفريده‌هاى خدا چنانچه صدوق گفته و از برخى اخبار برآيد ، زيرا هر چه در زمين و فراز آنها است آيات وجود خدا و نشانه‌هاى قدرت اويند ، و آثار وجود و فيض حكمت او ، و همه آفريده‌هاى عرش عظمت و جلال او هستند و وسيله تجلّى صفات كمالش بر عارفان ، و اين يك معنائيست كه بخاطر فاترم رسيد در تفسير قول آنها عليهم السلام : « و برآمده است بالاى هر ديدگاه » 5 - هر يك از اوصاف كمال و جلالش عرش او است ، زيرا قرارگاه عظمت و جلال اويند و وسيله ظهورش بر بنده‌هايش به اندازه استعدادشان ، و او را عرش دانش است و عرش قدرت ، و عرش رحمانيت ، و عرش رحيميت ، و عرش وحدانيت ، و عرش تنزّه چنانچه در روايت حنان و جز آن گذشت . و پدرم - ره - خبرى را كه در تفسير قول خدا الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى رسيده كه مقصود اينست كه با هر چيز برابر است و چيزى نزديكتر به او نيست از چيز ديگر ، تأويل كرده به عرش رحمانيت و گفته : پروردگار سبحان بر عرش رحمانيت با همه چيز برابر است ، و از نظر رحيميت كه هدايت و رحمتهاى خصوصى است بمؤمنان نزديكتر است ، يا مقصود اينست كه خداوند بصفت رحمانيّت خود بر عرش ملك و عظمت و جلال با همه چيزها يك نسبت برابر دارد ، و اين برابرى از عظمت و جلالش هيچ نكاهد . 6 - دل پيغمبران و اوصياء و مؤمنان كامل كه قرارگاه محبت و معرفت خدايند چنانچه روايت شده است دل مؤمن عرش رحمان است ، و هم در حديث قدسى است كه : فرا نگيرد مرا آسمانم و نه زمينم ، و فراگيردم دل بنده مؤمنم . سپس بدان كه اطلاق عرش و كرسى بر برخى معانى بواسطه تصريح در خبر