العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
34
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
« زيرا دانستن چگونگى » يعنى اين هر دو همگنان و همدوشند براى اينكه يكى علم باعيانست و ديگرى علم بكيفيات محيط باعيان كه گويا جاى آنها است و پهناورتر از آنها است و به اين راه مىشود ميان اخبار جمع كرد و بسا كه بدان اشاره كرده كه گفته : « يكى ديگرى را در خود جا داده » اگر ظرف بظاء نقطه دار باشد و در برخى نسخهها بطاء بىنقطه است يعنى يكى طرف ديگريست يا نظر بديگر دارد . « و نمونه دادند دانشمندان دگرگون » مقصود دانشمندان أهل بيت عليهم السلامند كه تعبيرهاى مختلفه از آنها آرند بر سبيل تشبيه و مثل يك بار از علم به عرش تعبير كنند و يك بار بكرسى ، يك بار عرش را ظرف كرسى دانند و يك بار برعكس ، و يك بار هر دو را جسمى بزرگ شمارند ، و مثل آوردن براى درست نمودن آنها است و براى فهم مردم . اينكه فرمود « پس از اختلاف وصف عرش » يعنى معانى آن در سوره انبياء فرموده آيه ( 22 ) فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ مقصود از عرش در اينجا عرش يگانگى است كه انسب با بركنارى از شريك است چون در آيه پيشتر فرموده « آيا از زمين معبودانى بر گرفتهاند كه آنها زنده ميكنند ، و اگر در آنها معبودانى جز خدا باشند هر دو تباه شوند و منزّه است پروردگار عرش از آنچه وصف كنند » در سوره زخرف ( آيه - 81 ) فرموده « بگو اگر براى رحمان فرزندى بود من نخست پرستنده بودم ، منزه است پروردگار آسمانها و زمين پروردگار عرش از آنچه وصف كنند » و در اينجا مناسب بركنارى از همانند و همگنان و فرزندانست ، و مقصود از عرش در هر مقامى يك معنائيست كه راسخون در علم ميفهمند . سپس از ظاهر كلام برآيد كه ( از آنچه ) وصف كنند بعرش متعلق است و اين بعيد است بلكه متعلق است به همان ( سبحان ) و بتقرير ما نياز بارتكاب آن ندارد و اين خبر دلالت دارد كه خطاب در « ما اوتيتم آنچه داده شديد » متوجه به پرسشكنان از روح است نه به پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و اينكه فرمود « از ظاهر علمش »