العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

29

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

عزّ و جلّ عرش را چهارگانه آفريد - و مانند آن را آورده تا گفته او - و نيست پس از آن جاى گفتگو . كشى : بسندش مانند آنچه را علىّ بن ابراهيم روايت كرد تا آخر خبر آورده . و بسند ديگر از ابن أبى عمير آورده كه گفت : مردى نزد امام چهارم آمد و مانند آن را ياد كرده . اختصاص : بسندش از حمّاد مانند آن را آورده . بيان : . . . در روايت كشى است كه : دو آيه اول در باره پدر او نازل شده و امّا آخرى در باره پدر من و در باره ما است ، و همچنين است در اختصاص و بعدش اينست : و آن مرزدارى كه ما بدان مأموريم هنوز نشده و بهر تقدير دليل است كه كورى نامبرده در آيه كورى چشم نيست بلكه كورى دل است ، زيرا كورى عباس نقل نشده بلكه عبد اللَّه كور شد ( در پسرش نازل شده ) شايد عبارت « در پسرانش » باشد و بسا مقصود جنس است يا نخست كسى كه شوريد از آنها ، يعنى آيه در باره مرابطه نازل شده ، و در بارهء انتظارى كه ما در دولت نژاد ملعونش بدان مأموريم . پس اينكه فرموده ( از نژاد او مرزدار است ) بر سبيل استهزاء است يا به پندار خودشان زيرا كه در دوران بنى اميه چشم به دولت اسلامى داشتند ، يا مقصود مرابطه لغويست نه آنچه منظور آيه است ، و ممكن است مقصود از مرابط كسى است كه شمشير كشد براى شورش ، و آن در ميان ائمه عليه السّلام همان امام قائم است و مرابط آنها نخست خليفه آنهاست يا همه آنها ، در قاموس گفته : مرابط مرزداريست چون هر دو طرف آماده نبرد با هم هستند و از آنست قول خدا « هم شكيب باشيد و در مرابطه باشيد » ( پايان ) . . . « پرده‌هاى جبروت و كبرياء » صورى باشند معنوى و در پس آنها جاى گفتگو نيست و شرح آن نشود ، و آن سرگردان يعنى ابن عباس كه ( خائن و خاسر خ ب ) خوانده شده بى جا در آن طمع كرده و آن مقام را ندارد . در كشى هست